|
تفتی تباران
|
||
|
وابسته به کانون تفکر تفت و توسعه |
۱- تعداد کمیته ها به شرح ذیل میباشد:
۱/۱امور زیزبنائی(آب -برق -گاز -مخابرات -راه و...)
۱/۲میراث فرهنگی - گردشگری ومحیط زیست
۱/۳آب وکشاورزی
۱/۴تحقیقات و فنآوری-خدمات برتر (نانو -ای تی و...)
۱/۵آموزشی (عمومی و عالی)
۱/۶صنعت و معدن
۱/۷بهداشت و درمان
۱/۸معماری و شهرسازی
*در صورت صلاحدید اعضاء" کمیته های دیگری نیز ایجاد خواهد شد.
۲ـشرح وظایف پیشنهادی کمیته ها:
۲/۱ارائه یک مقاله در هفته به دبیرخانه کانون
۲/۲تشکیل یک جلسه در ماه
۲/۳ارائه مشاوره به ادرات و سازمانهای ذیربط
۲/۴ارائه گزارش فصلی از عملکرد کمیته به شورای مرکزی و مجمع عمومی کانون (مجمع عمومی که بصورت فصلی خواهد بود)
۲/۵تدوین طرح اولویت های توسعه بخش پیشنهادی (حداقل یک مورد در سال)
۲/۶تدوین راهبردهای کمیته که باید به تصویب شورای روسای کمیته ها برسد
۳- شورای کمیته ها :این شورا شامل روسای کمیته های کانون میباشد که توسط اعضای کمیته ها انتخاب میشوند و بر کلیه امور وبرنامه های کانون و راهبردهای آینده آن نظارت دارند.این شورا ازبین خود و یا از بیرون آن دبیر اجرائی کانون را انتخاب میکند.
۴-دبیر خانه :
۴/۱دبیر اجرائی مسئولیت امور ذیل رابر عهده خواهد داشت:
*روابط عمومی شامل:
سایت
نشریه
روابط بین الملل (هم تباران خارج از کشور)
*آموزش شامل:
معارف
زبان خارجی
اینترنت
فن آوریهای نوین
*پشتیبانی شامل:
امور مالی (داشتن حساب مشترک با دبیر اجرائی و...)
امور رفاهی
در ادامه جلسه پیرامون موارد ذیل بحث و توافق شد:
۱-آقای مهندس خداکرم طرح پیشنهادی صندوق قرض الحسنه را تدوین و ارائه نمایند.
۲-اقای مهندس عبقری طرح پیشنهادی بازارچه های ورودی تفت را تدوین و ارائه نمایند.
۳-موضوع جلسه آتی علاوه بر تصویب چارت مذکور پیرامون بحث طرح انتقال آب خواهد بود.
* با عنایت به اینکه برای جلسه بعد فراخوان عضویت و تصویب پیشنهادات فوق در نظر گرفته شده از هم تباران در خواست میشود که با مطاله مراتب فوق نظرات خود را ثبت کرده و یا در جلسه آتی مطرح نمایند
دبیرخانه کانون تفکر تفت و تو سعه
*مطلب از طرف آًقا ناصر
یک مطلب خوب وداغ هم از آقارسول خودمون.برای دین صحنه های فجیع از تخریب باغات به وبلاگ از تفت چه خبر با عنوان (ما میکاریم تا دیگران نخورند )مراجعه کنید:
سلام
دوستان عزیز خسته نباشید . اینهمه جلسه برگزار شده و می شود از همه دری صحبت می شود اما اگر یه نگاه اجمالی داشته باشیم می بینیم که اتفاق خاصی رخ نداده هر کسی هر کاری می کرده داره باز ادامه می ده . اینهمه از تخریب باغات صحبت شد و نوشته شد اما یه نگاهی به محله ها بزنید ببینید چه خبره . من به جای شما این کار را کردم بیایید ببینید .
*این پیشنهاد توسط یکی از بینندگان وبلاگ مطرح گردیده است که هم تباران را به حمایت از طرح سال ۸۶ سال وحدت وحمایت از حفظ باغات فراخوانده است.بایستی ضمن تشکر از آقا ناصر به تکمیل این طرح پرداخت.موانع وراهکارهای این پیشنهاد را احصاء نمود. مثلا نحوه مقابله با بنگاههای املاک که به جان این باغات افتاده اند و..
شما چه نظری دارید؟؟؟
شماره حساب کانون جاری ۴۴۴۴بانک ملی شعبه مرکزی تفت میباشد.
با احترام دبیر خانه کانون
در اين نامه كه نسخهاي از آن روز يكشنبه به ايرنا ارسال شد آمده است:
هماكنون جهار شهرستان مهريز، بافق، خاتم و ابركوه با جمعيتي افزون بر ۲۵۰ هزار نفر تنها داراي يك نماينده در مجلس هستند در حالي كه شهرستاني مانند اردكان با ۵۰هزار نفر جمعيت يك نماينده مستقل دارد.
در اين نامه آمده است: آحاد مردم و قاطبه فرهنگيان مومن و دلسوز از اين وضع به شدت ناراضي هستند و عاجزانه از شخص رييس مجلس و نمايندگان ولايي آن ميخواهند در مقابل وجود برخي تبعيضها در تقسيم حوزههاي انتخابيه بايستند و عدالت را برقرار كنند.
اين تشكل با اشاره به نزديك بودن برگزاري هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، از مجلس هفتم تقاضاي بررسي اين موضوع و تغيير جدي در حوزه ياد شده را نمود.
جامعه فرهنگيان مهريز در نامه سرگشاده خود پيشنهاد داده است كه در انتخابات دور هشتم مجلس، شهرهاي خاتم و ابركوه با هم و مهريز و بافق نيز از طرف ديگر هر كدام داراي يك نمابنده مستقل در مجلس باشند.
هماكنون شهرستان اردكان با ۵۰هزار نفر جمعيت داري يك نماينده، شهرستانهاي يزد و صدوق يك نماينده و ميبد و تفت هم يك نماينده در مجلس دارند.
مهريز با ۵۰هزار نفر جمعيت در جنوب شهر يزد واقع شدهاست.
*یکی نیست که بگوید پس چه شهرستانی از این وضع راضی است؟ مگر نه اینکه آقایان تابش و محصل همدانی طراح و یا موافق چنین تقسیم بندی بوده اند؟ و یا اینکه حداقل در مجلس حضور داشته اند. همانطوریکه میدانید ۱۵ نماینده با ارائه یک طرح به مجلس میتوانند پیشنهاد حوزه انتخابیه را ارائه کنند.البته اگر بخواهند!!!
راستی تفت هم جامعه اسلامی فرهنگیان دارد ؟
قابل توجه تفتی تباران : از بیشتر افراد که در جلسات کانون شرکت نمی کنند پرسیده شد چرا نمی آیی مگر برای شهر ودیار خود نمی خواهی دل بسوزانی می گوید . من وامثال من به کانون بیاییم تا آقا :: م :: فرماندار شوند من نمی آیم تا منافع شخصی افراد را تامین کنم . بهتر است دوستان تفتی تبار در اهداف خود اندکی تفکری داشته باشند. دوستار شما تفتی زاده
واما توضیح کانون: به استحضار دوستان دلسوز مثل آقای تفتی زاده که نگران منافع شخصی افراد هستند میرساند که آقای م عدم علاقه خود را به احراز پست فرمانداری اعلام داشته است.
امید هست که همه دغد غهایمان را برای توسعه و عمران وهمبستگی شهرستان بگذاریم وبحمد الله بر خلاف نظر اقای تفتی زاده کانون توانسته است نگاه و پیام خود را اعلام کند.شایسته است قدری ذهنیت ها را برای خاطر آینده مان کنار بگذاریم.
ارادتمند آقای تفتی زاده و دیگر هم تباران. کانون تفکر تفت وتوسعه
*نقطه نظرات یکی از بینندگان وبلاگ.خوشبختانه وبلاگ ماخانم ها هم بازدید دارند!
شما چه نظری دارید؟
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
در ايام عيد كه فراغت خيال وفرصت ياد آوري گذشته بيشتر است مهلتي دست داد تا در كوچه پس كوچههاي خاطرات گردشي كرده و يادي از ايام گذشته نمايم، خود را كودكي يافتم شاد و سرزنده درحاليكه در كوچه باغهاي تميز، با ديوارهاي يكدست كه درب خانهها جاروب شده و با آفتابههاي مسي آب پاشي (گلاب پاش) شده بود قدم ميزدم. به خانهاي رسيدم بزرگ و وسيع با ساختماني قديمي و باغي بسيار زيبا در جلو آن كه آب رواني سرتاسر آن را طي مينمود. خانهاي زيبا و وسيع، باغي به نهايت تميز و سرسبز، زنده و شاداب. شبها با صداي شرشر آب آميخته با صداي فاخته و مرغ حق (كه به ما ميگفتند اين مرغ به دليل خوردن دانهاي از مال يتيم، هر شب آنقدر ناله ميكند تا قطرهاي خون از گلويش بيايد سپس آرام شود.) در پناه درختان بزرگ كه صداي عبور باد در ميان آنها، زيباترين موسيقي طبيعي را بوجود ميآورد به خواب رفته و صبح علي الطلوع با صداي زيباي بلبلها كه در آغوش گل نرگس به عشقبازي با گل و سبزي مشغول بودند بيداري به سراغ اهالي خانه ميآمد.
با درخشش اولين شعاعهاي آفتاب در فضاي خانه تابلوي نقاشي بديعي در برابر ديدگان هويدا ميشد، در يك طرف باغ انبوه گلهاي نشسته بر شاخههاي گل محمدي با عطر دلانگيز گل نرگس ، و در طرف ديگر درخت موردي با رنگ سبز زنده و شاداب كه مانند چتري زمين را از رسيدن آفتاب محروم كرده ودر ميان باغ هم شكوفههاي درختان ميوه.
اما اين ياد زيباي گذشته ديري نپائيد و صداي زنگ خانه كه ناشيانه درصدد تقليد از صداي طبيعت برآمده بود مرا ازآن حال و هوا بيرون آورد وناگهان خود را در فضاي آجر و آهن و گچ محصور يافتم. بياختيار بغض گلويم را فشرد، با خود انديشيدم وتنها راه حل غوطه وري در ايام خوش گذشته را رفتن به ديار خود و طي طريق در كوچههاي شهرم يافتم. بلافاصله سوار بر ماشين به راه افتادم. از شوق ديدار مجدد فاصله محل زندگي فعلي تا قبلي را اصلاً احساس نكردم و خيلي زود خود را در شهر زادگاهم يافتم. با همان حال و هواي خاطرات خواستم در كوچهها قدم بزنم اما دريغ و صدافسوس كه ديگر كوچهها عليرغم اينكه آسفالت شده بود، تميز نبود. ديگر كسي درب خانه خود را جاروب نكرده و از گلاب پاش آبديگر هيچ اثري نبود. حتي از وجود گلابپاش آب سفيد در جلو خانه زردشتيان عزيز و پايبند به سنتها نيز كمتر اثري مشاهده ميشد. ديگرديدن ديوارهاي يكدست در كوچه ها چندان آسان نيست. ديگر بوي كاهگل خانهها در فضاي كوچه نميپيچد؛ خانه اي با نماي سنگ، خانه ديگر با نماي آجر، آن يكي با اسكلتي از تيرآهن سرد و سنگين و … با خود انديشيدم شايد محل را اشتباه آمدهام. اما نه … با ديدن خانه قديمي دريافتم كه متأسفانه اشتباهي نكرده و محل همان محل است اما … . با ديدن خانه آرزو كردم كه ايكاش هرگز هوس ديدار گذشته را نكرده بودم، ساختمان قديمي تخريب شده ، از گلهاي محمدي انبوه خبري نبود، گل ياس ديگر زنده نبود، درخت مورد خشك شده بود و … بياختيار قطرهاي اشك از گوشه چشمم به پايين غلتيد. با خود انديشيدم كه حال اگر همه چيز از بين رفته، حتماً آب روان تغييري نكرده، اما با رسيدن به جوي آب واقعيتي تلخ را يافتم كه همه چيز، حتي آب روان نيز ديگر مثل گذشته نيست، آب ديگر تميز نيست و ديگر بوي تازگي از آن به مشام نميرسد.
واقعاً چه اتفاقي رخ داده ، ما را چه شده است، گذشته ديار مربوط به دويست، صد و يا حتي پنجاه سال گذشته نبود، بلكه فقط سي سال از آن ايام گذشته است.از خود بپرسيم كه در سي سال آينده چهره شهرمان چگونه خواهد شد. آيا با همين روند تخريب باغات و كوچههاي قديمي، ديگر شهر آينده هيچ نشانهاي از باغ شهر تفت خواهد داشت؟ بيشك پاسخ منفي است. پس چه بايد بكنيم، بياييد تا زمان باقي است فكري به حال اين شهر و حفظ و بازسازي درختان باغات، خانهها و كوچه پس كوچههاي شهرمان كنيم. بياييد علاج واقعه را قبل از وقوع داشته باشيم و از همين امروز شروع كنيم كه بيشك فردا دير است.
به ياد داشته باشيم كه تفت تنها متعلق به نسل امروز نيست، كمي هم به فكر نسل آينده باشيم، هرچند كه امروز هم دير شده اما قطعاً فردا ديرتر است. پس بيائيم تا همت جمعي را در حفظ باغ شهر تفت به عرصه ظهور بنشانيم.
| دیروز بابت یک زمین با یک بنده خدایی صحبت شد او گفت این زمین که چندین سال است ما روی آن کشاورزی می کنیم اداره ثبت گفتند ملی شده ولی من 5 تا به آقایی که مسئول این قضیه بود دادم تا قبول کرداین حق از من گرفته نشود من بارها و بارها شنیده ام شخصی است در ثبت اسناد تفت که علنا رشوه که نه شیرینی می گیرد و اگر ندهی چکار میکند... خواهش میکنم این کانون تفکر وتوسعه راهکاری برای جلوگیری از فعالیت این معدود افراد که کل اداره را زیر سوال می برند بیاندیشد و لااقل اعلام موضع نماید | ||||
| *لطفا اداره مربوطه جوابگو باشند | ||||
| چرا دروغ می نویسید در ایران اونم جمهوری اسلامی و در شهر تفت یکی از شهر های دارالعباده تر از دارالعباده یزد این جور آدمها باشند هاشا وکلا . حتما بنده خدا اسم تفت شنیده ولی نمی دونه کدوم تفت آخه ما تو آمریکا و جنوب شرق آسیا هم اسم تفت زیاد داریم حتما ادارات اونجا این کارا می کنند. | |||||||||
|
*عملکرد ادارات تفت .اینبار نظام آموزشی!!!
وقتی می بینم آقای ج پس از گرفتن این همه زمین دوباره توسط شرکت تعاونی شهرداری تقاضای زمین کرده و درخواستش مورد موافقت قرار گرفته و من که کارمند نیستم و شرکت تعاونی ندارم و با دو فرزند هنوز در یک خانه اجاره ای زندگی میکنم اگر باغ داشتم آن را تخریب می کردم و خانه می ساختم مشکل فقط بی عدالتی است و توزیع نامتعادل امکان | |||||||||
|
|