تبليغاتX
تفتی تباران
 
تفتی تباران
 
 
وابسته به کانون تفکر تفت و توسعه
 
آب آلبالو اسم یه جای قشنگیه در تفت ودر ابتدای دره گاهان که همه تفتی ها اون رو دوست دارن.صبح های جمعه که میشه ؛کوهنوردان واونائی که بیشتر اهل دلند به این نقطه خلوت میروند تا فارغ از هیاهوی شهر ودزدو دروغها ودغلها با خودشون وخدای خدشون خلوت کنند...

اما چرا آب آلبالو؟

آب آلبالو با اینکه خوشمزه است بخاطر ترشی اش گلوها رو میزنه!؟واقعیت ها هم همینه . نمیشه خیلی از حرفا رو زد چون هرکدومشون به گوشه یکی بر میخوره ودشمنت میشه. اما به قول معروف خروجی کار خیلی خوبه. داشتن مردمی که آگاه باشن واز مسائل سر دربیارین برای اینکه بعدا تصمیم گیرنده باشن مهمه. پس باید برخی واقعیت ها رو به اونا گفت تا موقع لازم ؛خوب تصمصم بگیرن. من به این نتیجه رسیدم که با حفظ حرمت آدما بعضی از این مسائل رو با مخاطبینم در میون بگذارم. از مدیر وبلاگ هم که به من این فرصت رو داده متشکرم. دوس دارم توی شروع کار نظرتون رو بدونم. وقتی ۱۰ نفر نظر دادن بعد مزه اب آلبالو رو میچشین.چطوره؟

دوستتون دارم با همه وجودم. به اندازه آب آلبالو

اصغر:فصل آلوبالو هم داره تموم مشدن ؟ نكنه تورم چيندن ونيومده بردن

امير:سلام
خوش اومدی
با حرفات موافقم اگه حرمت شکنی نکنی و متین باشی
دوست دارم آلبالو

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 
شاید بعضی ها فکر کنند تروریست فقط تو قرن 20 و 21 است و در گذشته تروریست وجود نداشته
ولی در 1000 سال پیش در زمان خوازمشاهییان مردی زندگی می کرد بنام حسن صباح او پیرو مذهب اسماعیلییان بود و فرقه ای بنام اهل باطن به وجود آورد و خود را امام اسماعیلییان خواند.

اهل باطن در آن زمان دین خود را پنهان می کردند تا کشته نشوند بعضی از آنها هم در قلعه های غیر قابل تسخیر زندگی می کردند

نام سربازان اهل باطن فدائی بود. آنها سربازانی قو و رشیدی بودند و نیروهایی دو برابر خود را نیز شکست داده بودند.
ولی در دو قلعه (طبس و لم سر) سربازانی بنام فدائی مطلق زندگی می کردند.
فدائیان مطلق سربازانی خواجه بودند. این کار را شیرزاد قهستانی به حسن صباح پیشنهاد کرد و حسن صباح با آن موافقت کرد.او ابتدا از خود شروع کرد و عقیده داشت فدائیان مطلق تنها برای کشتن تربیت می شوند و نیازی به امیال جنسی ندارند. شیرزاد در حدود 120 سال عمر کرد و در طول عمر خود هزاران آدم کش تربیت کرد.

مثلا فدائیان مطلق ترکان خاتون همسر پادشاه را به آسانی کشتند.
مدارکی در دست نیست که آنها چگونه افرادی بودند چون آنها به محض دستگیری جوهر تریاق خورده و خود کشی می کردند تا بر اثر شکنجه اسرار اسماعیلییان را فاش نکنند.
سلاح فدائیان مطلق به زهری کشنده آغشته بود. که فقط یک خراش در پوست به وسیله این سلاح باعث مرگ میشد. و به ندرت اتفاق می افتاد کسی از دست اسماعلییان جان سالم به در ببرد.

اسماعیلیان 200 سال بعد از مرگ حسن صباح توسط هلاکوخان مغول نابود شدند.

دلیل انقراض آن ها این بودکه بعد از مرگ حسن صباح داعئی ها یا همان عالمان دین اسماعیلیان به هم کمک نمی کردند و فقط به فکر قلعه و افراد خود بودند. در کل آنها وحدت گذشته را از دست داده بودند.

چون قلعه های اسماعیلییان غیر قابل تسخیر بود مغول ها ابتدا قلعه را محاصره کرده و چون کمکی به افراد قلعه نمی رسید آن ها از گرسنگی میمردند.
تا اینکه قلعه   الموت     تسخیر شد و حکومت 200 ساله اسماعیلییان نابود شد.

منابع: 1) خداوند الموت
          2) اندیشه اسماعیلییان در سده های میانی
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جوان  | 

طبيعت زيباي تفت- ده بالا

حافظ محيط زيست باشيم

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 
دیروز اتفاقی به اسامی تیمهای حاضر در مسابقات فوتبال استان برخوردم دیدم خبری از یک تیم که

بتوند اسم این شهرستان ۵۰ هزار نفری را یدک بکشد نیست پس اینهمه فوتبالیست و تماشاچی کجا

رفتند؟!!! آیا جوانهای تفتی به ورزش دیگری روی آوردند یا به بهانه کمبود امکانات! دست از ورزش کشیدند

 ؟! آیا مسیولین در این زمینه تمهیداتی دارند یا به ذکر آمار و ارقام در جلسات عمومی بسنده میکنند ؟!

آیا من و شما برای این مشکل فکری کرده ایم یا آینده فرزندانمان برایمان مهم نیست ؟!...

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط   | 
چه سخته وقتی اطلاع پیدا می کنی در تفت چه می گذره ! ای کاش می تونستیم نسبت به این شهر زیبا بی تفاوت باشیم تا در خودمون نشکنیم . 

واقعاْ سخته . چرا باید اینقدر اوضاع شهر بهم ریخته باشه . کل استان برای شهرستان تفت برنامه ریزی کردند ولی ما تفتی ها برای خودمون برنامه ای مدون نداریم . اینها چه دلیلی داره ؟ یکی به من جواب بده .............

چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جوان  | 
کار  دو تا ورزشگاهی که ریاست محترم جمهور قول ساخت اونرا در سفر استانی دادند به کجا رسید؟

و آیا کسی یا ارگانی هست که اجرای مصوبات سفر  را در تفت بی گیری کنه یا نه ؟

و ایا  پمپ گاز! تفت امسال افتتاح میشود یا خیر ؟

و آیا...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 
شنیدیم که ریاست شورای شهر در پی اختلاف با شهردار بدنبال شهردار جدید برای شهرداری است

و شنیدیم که پیشنهاد معاونت فرمانداری را به شهردار کنونی داده است تا ...

و شنیدیم که فرماندار بدنبال معاون  ابتدا شهردار اسبق را که ناظر شهرداری تفت در استانداری است را

به همکاری فرا خوانده که مهندس دهقانی عطای خدمت در زادگاه را به لقا بخشیده

و شنیدیم که فرماندار برای انتخاب آقای زارع بخشدار اسبق که در استانداری مشغول هست رایزنی

هایی انجام داده

و شنیدیم قرار است یکی از پرسنل فعال شهرداری که در تمام امور شهرداری دخالت میکند !به

استانداری انتقال یابد 

و شنیدیم که ...ول کن بابا حالا حالا ها باید جور اینکه اخبار دروغ فوق را !!!در اختیار عموم قرار دادم

بکشم  پس تا بعد

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط   | 
در شهر تفت حدود ۵۰۰۰ اصله درخت توت مثمر هست

این درختان بطور متوسط ۶۰ کیلوگرم میوه می دهند که حدود ۱۰ در صد آن قند خالص است

با این حساب هر سال معادل ۳۰ هزار کیلو گرم قند در خاک می ریزد و از ان پشه و مگس تولید می شود

می توان این میوه با ارزش را  به سادگی بصورت شیره  توت  در آورده ودر صنایع غذایی از آن استفاده کرد

اما کی به این فکرها است

همه می نالند که اجناس گران شده و...... اما اینگونه اسراف ها را در کنار خود داریم

وقت آنست که بیشتر فکر کنیم و با چاره جویی بسیاری از مشکلات را حل نماییم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط دبیر کانون  | 
آب آلبالو اسم یه جای قشنگیه در تفت ودر ابتدای دره گاهان که همه تفتی ها اون رو دوست دارن.صبح های جمعه که میشه ؛کوهنوردان واونائی که بیشتر اهل دلند به این نقطه خلوت میروند تا فارغ از هیاهوی شهر ودزدو دروغها ودغلها با خودشون وخدای خدشون خلوت کنند...

اما چرا آب آلبالو؟

آب آلبالو با اینکه خوشمزه است بخاطر ترشی اش گلوها رو میزنه!؟واقعیت ها هم همینه . نمیشه خیلی از حرفا رو زد چون هرکدومشون به گوشه یکی بر میخوره ودشمنت میشه. اما به قول معروف خروجی کار خیلی خوبه. داشتن مردمی که آگاه باشن واز مسائل سر دربیارین برای اینکه بعدا تصمیم گیرنده باشن مهمه. پس باید برخی واقعیت ها رو به اونا گفت تا موقع لازم ؛خوب تصمصم بگیرن. من به این نتیجه رسیدم که با حفظ حرمت آدما بعضی از این مسائل رو با مخاطبینم در میون بگذارم. از مدیر وبلاگ هم که به من این فرصت رو داده متشکرم. دوس دارم توی شروع کار نظرتون رو بدونم. وقتی ۱۰ نفر نظر دادن بعد مزه اب آلبالو رو میچشین.چطوره؟

دوستتون دارم با همه وجودم. به اندازه آب آلبالو

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

سهم شهرستان تفت از تعطيلات آخرهفته....

اگر بعدازظهر جمعه حدوداي ساعت 6 به بعد سري به خيابان كمربندي بزنيد زنجيره اي از خودروها با مدلهاي مختلف رو مي بينيد كه باسرعت بسمت يزد درحركتند .سرنشينان اين خودروها بعداز گذراندن يكي دو روز لذتبخش در نواحي خوش آب وهواي شهرستان رويائي تفت خستگي رو از تن گرفته وميروند تا دوباره زندگي را براي يك هفته ديگه شروع كنند. برام سئوال بود كه حدودا چند نفر آخر هفته از يزد به مناطق ييلاقي مي روند؟ از ابتدائي ترين روش ممكن يعني زمان سنجي عبور خودروها استفاده كردم...3،2،1...در 2دقيقه 80 خودرو  عبور كردند...فرضا هر كدام 3مسافر...اوج ترافيك هم از ساعت 6 تا 9شب...مي شه 7200 خودرو...و 21600نفر!...خوب اين نتايج رو از يك منظر ديگه نگاه كنيم! اين مسافرتها...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط   | 

گلنار

 

با اينكه گل انار يا به زبون ساده تر گلنار ويژه فصل بهاره و با اومدنش چهره باغا و درختاي انار ما رو دگرگون مي كنه ، نبودنش دل كشاورز رو مي شكنه و بغض گلوشو فشار مي ده.

اما شهر ما يه گلنار ديگه هم داره كه چهار فصله و توي هر چهار فصل سال اونم هر پونزده روز يه بار گل مي ده.

اين گلنار روي پيشخون دكه روزنامه فروشي ها يا لاي دراي خونمون مي شكفه و به ما چشمك مي زنه اينا همش نتيجه زحمتاي باغبونيه كه يكه و تنها داره ، همه اون چيزي رو كه داره تو طبق اخلاص مي ذاره و مياره ميدون و ميگه بسم الله اما اگه اين  باغبونو تنها بذاريم و ازش زيادي انتظار داشته باشيم و هي غرولند بزنيم و كه چنين و چنان و اگر ما اونم كم كم توانشو از دست مي ده آروم آروم خودشو و گلنارش پژمرده مي شن و .........

گنار شهر ما نماد فرهنگ شهر ماست. اينجوري بگم، آئينشه، اما ديار ما اگه بگيم همه مردمش صاحب فضل و خرد و فرهنگن و اكثرشون اگه بخوان دستي به قلم داشته باشن و به اين باغبون كمك كنن،مي تونن. والله به اغراق نگفتيم ما كه كم نداريم صاحب نظر و صاحب قلمي رو كه تو خونه، اون هم توي روياهاش قلم مي زنه، پس چرا گلنار بايد مظلوم و معصوم بمونه؟

گلنار جاي نقد عاشقانه و منصفانه اس، گلنار جاي تقديره و تبريك، گلنار جاي قلم فرسايي صاحب نظراي شهرمونه جاي بيان انتقاداي سازنده، جاي ارائه ايده هاي نو، جاي يك حركت تازه.

پس بيايد،

 

  ببايد همت كنيم كه مردان روزگار                        از همت بلند به جائي رسيده اند.

 

 

                              روشني نزديك است

                                                                 گام بايد برداشت

                                                                                          

 |+| نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط اميرهادي معتمدي  | 
یزدفردا :عینا نامه یکی از شهروندان میبدی در اعتراض به حفر چاه توسط اب منطقه ای در میبد

جناب حجه الااسلام و المسلمین سید جلال یحیی زاده
نماینده محترم مردم شریف استان یزد (میبد و تفت) در مجلس شورای اسلامی
با سلام
از قدیم گفته اند که حرمت امامزاده را بابای امامزاده باید نگه دارد.
در این چند ماه اخیر بار دیگر شاهد تعدی و تخلف مسئولان شهر همسایه بودیم و از این دست اقدامات از گذشته بوده و در صورت عدم برخورد مسئولان استان و شهرستان همچنان ادامه خواهد یافت . حفر چاه در پیاده روی انتهای بلوار امام خمینی نرسیده به میدان وحدت اقدام تحریک آمیز دیگر ی است که در صدد آزردن و برآشفتن احساسات پاک مردم میبد است. یادمان نرفته است سالهای اولیه انقلاب که حفر چاه در محدوده اراضی میبد چه مشکلاتی را به بار آورد که هنوز تا به امروز مسئولان را درگیر نموده است. یادمان نرفته است که چند سال پیش با بی شرمی تمام آبی را که با دسترنج و هزینه مردم میبد در رگهای شهر جاری شده بود زالو صفتانه بدون پرداخت هیچ هزینه ای با اتصال لوله آب شهری به یغما بردند و متاسفانه هیچ مسئوولی پیدا نشد که بگوید چرا و به چه علت؟
یادمان نرفته است که حفر چاه در محدوده بفروئیه همچنان علیرغم اینکه براساس تعیین حدود از سوی استانداری بوسیله GPS در محدوده میبد است، همچنان ادامه دارد.
آری یادمان نرفته است آن نقشه کذائی نیل تا فرات را که منتشر شد و چگونه عواطف و احساساتمان به بازی گرفته شد و هیچ اقدام در خوری صورت نگرفت. و دستور استاندار در خصوص حل موضوع براساس اسناد متقدم ثبتی همچنان روی کاغذ مانده است.
آیا وقت آن نرسیده است که مسئولان شهرستان به خود آیند و پاسخی به این تخلفات و تعدی ها بدهند؟ آیا حفر چاه در اراضی میبد و پایین دستی شهر موجب افت سفره های زیر زمینی آب و ایجاد گسل در مناطق بفروئیه، امیر آباد، عشرت آباد و ... نمی شود؟
اگر در فرمایشات بزرگان آمده است که همسایه از همسایه ارث می برد آیا هیچ حقی آن دیگری ندارد؟ بر فرض هم که چند صد متر آنطرف تر آیا حفر چنین چاههایی موجب خسارت نمی شود؟
با مجوز چه نهاد و سازمانی این اقدامات صورت گرفته است؟
آیا سازمان آب منطقه ای استان از این تخلف آگاه نیست؟
چند صد متر آنطرف تر اداره آب منطقه شمالی مستقر شده است . آیا آن اداره نباید حافظ حقوق مردم میبد هم باشد؟ اگر جز این است پس بهتر است که نامش را هم عوض کنند تا در پوشش منطقه شمالی شاهد اینگونه رفتار های خلاف قانون نباشیم؟
بنابراین از شرکت آب منطقه ای استان انتظار می رود هر چه زودتر جلوی حفر چاه را گرفته و با مسدود نمودن آن پایبندی مسئولان را به حفظ حرمت وحریم قانون و پاسداشت آن به اثبات رساند.

والسلام علی من التبع الهدی

*** رونوشت :
- امام جمعه شهرستان میبد جهت استحضار
- فرمانداری محترم شهرستان میبد جهت استحضار
- شرکت محترم آب منطقه ای جهت استحضار و دستور برخورد قاطع
- دفتر نشریات میبد – میبد نوین و استقلال و سایت های خبری جهت استحضار و در صورت صلاحدید انتشار متن نامه و پیگیری پاسخ مسئولان

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جوان  | 
اولین جلسه شورای فرهنگ عمومی شهرستان تفت در سالجاری باحضور امام جمعه ، فرماندار و اکثریت اعضاء برگزار شد. به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد ، دبیر شورا در این جلسه بر ضرورت اجرایی شدن مصوبات این شورا تأکید کرد. سعید ایروانی افزود : این شورا بالاترین نهاد تصمیم گیری فرهنگ عمومی در سطح شهرستان است. در این جلسه نیز امام جمعه تفت با اشاره به سال نوآوری و شکوفایی بر حمایت از محققین و پژوهشگران تأکید نمود. گفتنی است ، در پایان این جلسه هر یک از اعضاء با اشاره به آسیب های موجود این شهرستان نظرات و پیشنهادات خود را بیان کردند

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جوان  | 
 
  بالا