|
تفتی تباران
|
||
|
وابسته به کانون تفکر تفت و توسعه |
اعضای کانون بر گذار شد پیرامون طرح انتقال اب به تفت همچنین فاز دوم انتقال اب به استان یزد
موضوعاتی مطرح و نظرات شرکت کنندگان جهت اجرای بهتر همچنین سریعتر طرح ٬مورد بحث و بررسی
قرار گرفت و توافقاتی در این زمینه بعمل امد .مقرر گردید کانون بر اساس صورت جلسه تایید شده
مراحل اجرای طرح رااز طریق افراد تعیین شده در مرکز همچنین شهرستان پیگیری نماید .
کانون تفکر چیست؟ (Think Tank)
كانون تفكر يا انديشگاه، سازمان يا گروهي هستند كه بر روي حل يك مسئله خاص يا انجام يك وظيفه معين در حوزه علوم، جامعه يا تكنولوژي متمركز شده است. هدف كانون تفكر درگير شدن در موضوعات و چالش هايي است كه فراتر از حد توانايي هاي افراد يا گروه هاي متخصصين متوسط مي باشد. مطالعات درازمدت و عميق شيوه كاري كانون هاي تفكر مي باشد وظيفه اصلي كانون هاي تفكر بزرگ ، توليد دانش و فراهم ساختن اطلاعات براي نخبگان سياسي و اقتصادي و نيز عموم جامعه مي باشد.
در اينجا به برخي از موسساتي كه بعنوان كانون تفكر، انديشگاه يا مركز مطالعات استراتژيك معروف شده اند اشاره مي شود.
معروفترين كانون تفكر دنيا:
۱-شركت RAND http://www.rand.org
2-. دفتر سياست پژوهي فناوري دفاعيhttp://cdtechpol.mod.ir/
3-.دفترمطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه
http://www.ipis.ir/IPIS/IPIS.asp
4-. شركت انديشهپردازان شريف http://www.sharifthinktank.com
فهرستي از كانون هاي تفكر جهان را مي توان در آدرس هاي زير يافت:
1. World Press Review Directory of Think-Tanks and NGOs http://www.worldpress.org/library/ngo.htm
2. NIRA's World Directory of Think Tanks
http://www.nira.go.jp/ice/nwdtt/index.html
گرفته شده از وبلاگ دانش کتابداری و اطلاع رسانی : نویسنده خانم مریم اسدی
هماهنگی کانون تفکر تفت و توسعه
الف:تشکیلات کانون
دبیر کانون -
امیر هادی معتمدی
هیئت موسس –
امیر هادی معتمدی
مهندس جلیل فلاح
مهندس افشین خاوری
کاظم دهقانیان نصرآبادی
علی اصغر آیتی زاده
کمیته ها -
1- مسئول کمیته زیر بنایی و طرح انتقال آب - سید حسین کربلایی
دبیر کمیته زیر بنایی و طرح انتقال آب - صادق طهماسبی
2- مسئول کمیته میراث فرهنگی و گردشگری - محمد رضا شجاع
دبیر کمیته میراث فرهنگی و گردشگری - آقای دهقانیان
3- مسئول کمیته کشاورزی - مهندس دهقان
دبیر کمیته کشاورزی - مهندس میراب
4- مسئول کمیته فرهنگی و هنری - رسول شجاعی
دبیرکمیته فرهنگی و هنری - سعید ایروانی
5- کمیته ورزش و تفریح
6- کمیته بانوان
7- کمیته صنعت و معدن
8- کمیته آموزشی
9- کمیته بهداشت و درمان
10-کمیته فن آوری
11-کمیته معماری و شهر سازی
امور مالی – کاظم دهقانیان نصرآبادی و امیر هادی معتمدی
مسئول سایت تفتی تباران – جواد خطایی
ب: شرکت عمران تفت
هیئت موسس -
آقای بهنام
مهندس پور مساحیان
آقای فخرالدین تفتی
خانم مهندس رسائی
آقای فرزانه(مسئول پیگیری امور)
پیشنهاد شرح وظایف:
کمیته ها
1- ارائه تحلیل یا مطلب مرتبط با کمیته حسب مورد( یک مورد در ماه ).
2- تشکیل حداقل یک جلسه در ماه.
3- ارائه مشاوره به ادارات و سازمان های ذی ربط.
4- ارائه گزارش از عملکرد خود به شورای عالی کانون.
5- ارائه حداقل یک طرح قابل اجرا در شهرستان بصورت سالیانه.
6- تدوین راهبردهای کمیته که باید به تصویب شورای روسای کمیته ها برسد
7- سایر طبق
دبیر خانه :
° دبیر کانون – آقای آیتی زاده(منتخب روسای کمیته ها)
دبیر اول کانون آقای دهقانپور
دبیر دوم
° روابط عمومی - مسعود منتظر
سایت - جواد خطایی
نشریه - آقای فلاح (گلنار)
روابط بین الملل
° آموزش –
معارف
زبان خارجی
اینترنت
فن آوری های نوین
° تشکیلات و بودجه-
امور مالی
امور رفاهی
امور برنامه ریزی
به علاقمندان جهت عضویت در کمیته های مختلف پیشنهاد می گردد با در نظر گرفتن علاقه و تخصص مرتبط عضویت خود را اعلام نمایند
|
موزه مردم شناسي تفت استان يزد به مناسبت هفته ميراث فرهنگي وگردشگري، روز پنجشنبه طي آييني در محله گرمسير اين شهرستان افتتاح شد.
به گزارش دريافتي ايرنااز روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي،اين موزه در خانه رزاقيان،در مركز بافت تاريخي شهر تفت واقع شده و در آن قرآنها، نسخ خطي،كتيبهها و سنگ نوشتهها،اسلحه و ابزار جنگ،ادوات كشاورزي وسكهبه نمايش گذاشته شدهاست.
براساس اين گزارش ، اين بناي تاريخي ۷۵۰متر مربع مساحت و ۵۵۰متر مربع زيربنا دارد و به عنوان يكي از جاذبههاي مهم فرهنگي و تاريخي شهرستان تفت مطرح است.
خانه يادشده مربوط به دوران پهلوي است و در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
موزه موردنظر نيز درمحلي واقع شده كه از حيث معماري مانند فضاهاي هشتي، تالار، حوضخانه، كلاه فرهنگي و بادگير داراي ارزش خاصي است و با راه اندازي آن زمينه ورود بيشتر گردشگران به اين منطقه فراهم ميشود.
شهرستان تفت واقع در ۲۰كيلومتري جنوب غربي شهر يزد ، ۵۰۰اثر تاريخي دارد كه ۵۶مورد آن در فهرست آثار ملي به ثبت رسيدهاست.ك/۱
*با تشكر از اقدام ارزنده سازمان ميراث فرهنگي استان
اميد است كه هم تباران در جهت اعتلاء اين مجموعه ارزشمند كه مبين تمدن و هويت تفت ميباشد و قطعا در جذب گردشگر و رونق شهرستان موثر است همكاري لازم را بعمل اورده و راهكارهاي خود را جهت رونق و اعتماد سازي و اهداء آثار تاريخي اعلام فرمايند.
| |||||||||||||||||
|
| دارید کمرنگ میشید .اصلا هم به خودتون زحمت ندید که علتش رو بیابید(مطلب از يك هم تبار در مورد وبلاگ يا كانون) | ||||
| كانون تفكر تفت و توسعه | چهارشنبه 23/3/1386 - 17:31 |
|
آقا مسعود سلام گفتيد كه داريم كمرنگ ميشيم. خوب بود كه ارائه رهنمود هم ميكردين كه چه بايد كرد؟شما خودتان هم عضو كانون هستيد تا حالا چند تا مطلب روي وب گذاشتين؟ به فرض صحت ادعاي شما علت اين كمرنگ شدن چيست؟چند نفر به فراخوان تجمع وبلاگ نويسان تفتي پاسخ دادندو... | |
به اميد حضور گرمتان . كانون تفكر تفت و توسعه
به موجب این تفاهم نامه طرفین در زمینه های تبادل استاد ودانشجو وبرگزاری دوره های مشترک علمی و تحقیقاتی از جمله در خصوص سابقه حضور یزدیها در مجارستان و قومیت شناسی قوم یاس ها(اهالی شهر یاس پرین در مجارستان ) که خود را ایرانی میدانند همکاری خواهند کرد.
پیش بینی میشود که انشاالله در سایه این همکاریها سطح علمی دانشهاهای طرفین ارتقا ء پیدا کند.این اقدام موجب ارائه خدمات بهتر به دانشجویان ایرای در مجارستان خواهد شد که بتوانند بخشی از دوره تحصیلی خود را در تفت بگذرانند و این امر موجب رونق بهتر شهرمان نیز خواهد شد.
پیشاپیش این دستاورد خوب را به دکتر جواهری و همکارانشان تبریک عرض کرده و برای آنهائی که در این زمینه تلاش کردند خسته نباشید میگوئیم.
کانون تفکر تفت و توسعه
در قصبه اي كه سابقا آن را دژ گوري گفتندي و بعدا دار العباده تفت اش خوانندي وبه احترام اينكه باغ شهرش دانستندي، مردي آمده است تا كيان اين سبد ميوه را حفظ كردندي غير طلبكارانه (به روشي غير از آئين اصحاب بنگاه و شرخري )!
از آندسته آدمهائي كه گردنشان به راه خدمت خلق كج بودندي و اگر هم پستي بگرفتي پستشان نكردندي خالصانه و در همين صراط او را ديدم كه وبلاگي به راه دارد با نامي كه دغدغه ا ش بوده و هست( وبلاگ من و شهرم )
اين آقاي قصه ما اسمش آقا ناصر بود يا هست.
در وصف او گفته اند كه خود و اصحابش بيلي به پشت بگرفتي و راهي دهبالا شدندي بمنظور آوردن آب .كه اگر اين مايه حيات نبودندي نه فقط جذب اين مقوله تازه توريسم به دره گاهان يا گاوان سرانجام نميرسيدندي كه چه بسا قنات هاي شهر مخدوم به چند صباحي خشك ميشدندي جانكاهانه
.در وصف اهميت اين كار خداپسندانه همين بس كه صاحب اوراق فخیمه شهر (گل انار نامه)نيز در معيت اصحاب و خدم و حشم به راه شدندي وبيل زدندي و سپس به بوداپست راهي شدندي كه گفته شده اين سياحت و زيارت از اثر دعاي همان بيل زدندن ها بودي در رودخانه دهبالا!![]()
او نگاهي نيز به اصحاب فرهنگ داشتندي كريم مابانه.ودست به وبلاگ نويسي شدندي حكيمانه.كه حيفمان آمد او را اد ( بخوانيد ارتباط دادن)نكنيم سپاس گذارانه .چرا كه از قديم و نديم گفته اند :
گرچه سخن گفتن در نزد بزرگان بي ادبي است به و قت مصلحت آن به كه در سخن كوشي.
كساني به خيال قليل خود بهانه خواهند كردكه او اگر خدمت خلق بكردي پس كي فرصت به روز كردن وبلاگ داشتندي در رديف هزاران عذر غير موجه ديگر كه اصحاب بهانه و نيش در شهر مخدوم زياد بودندي(از باب خودماني بودن)!!!كه بايد گفت آقاي ناصر البلد شاگرداني دارد فهيم و دانشور كه منتظر خدمت اند به در گاه خلقي مسعود فام.
وحیفمان آمد که دو بیتی از دغدغه های او را نیاوریم که فریادی کرده است خدمت رندان مابانه:
گربود عمربه میخانه رسم بار دگر بجز ازخدمت رندان نکنم کاردگر
خرم آنروز که با دیده گریان بروم تا زنم آب در میکده یک بار دگر
و اینچنین بود که در پگاه صبح آدينه مطابق با دهم خرداد از سال وحدت ملي(۸۶) وبلاگ شان را لينك نموديم (بخوانيد ارتباط دادن) كه ميتوان از ستون چب اين عريضه نامه به آن رسيد محبتانه![]()
دست حق بهمراشان باد و توفيقا تشان روز افزون.![]()
در اين جلسه بعد از گزارشي كه از سفر هيئتي از استان به كشور مجارستان و دستاورد هاي شهرستان از جمله تبادل ۲ تفاهم نامه توسط دانشگاه ازاد تفت با دانشگاه فني بوداپست و كالج ابوعلي سينا داده شد" كانون در مورد نحوه فراخوان عضويت و دعوت از عزيزان هم تبار و ساير مسائل وارد شور شد و دوستان ديدگاه هاي خود را بيان داشتند.
در پايان موارد ذيل مورد توافق قرار گرفت :
۱ـفراخوان عضويت از طريق نشريه گلنار تفت
۲- فعال سازي كميته ها از طريق خود اعضا و با همكاري دبير خانه
۳ـتهيه گزارش وبيلان كار از عملكرد كانون از طريق تدوين يك ويژه نامه و انتشار آن در بين مدارس و دانشجويان تفتي و ...
۴ـتشكيل هرچه سريعتر كميته آب شهرستان بمنظور پيگيري بحث مطالبات آب شهرستان از محل فاز دوم طرح انتقال آب
* قابل ذكر است كه حسب اطلاع واصله هنوز مسئله بودجه فاز ۱ از مخزن شحنه تا سفيد كوه حل نشده است كه اميدواريم با همت مسئولين محترم از جمله مهندس كربلائي (رياست آب شهرستان ) اين دغدغه شهر تفت حل شود .
۱- تعداد کمیته ها به شرح ذیل میباشد:
۱/۱امور زیزبنائی(آب -برق -گاز -مخابرات -راه و...)
۱/۲میراث فرهنگی - گردشگری ومحیط زیست
۱/۳آب وکشاورزی
۱/۴تحقیقات و فنآوری-خدمات برتر (نانو -ای تی و...)
۱/۵آموزشی (عمومی و عالی)
۱/۶صنعت و معدن
۱/۷بهداشت و درمان
۱/۸معماری و شهرسازی
*در صورت صلاحدید اعضاء" کمیته های دیگری نیز ایجاد خواهد شد.
۲ـشرح وظایف پیشنهادی کمیته ها:
۲/۱ارائه یک مقاله در هفته به دبیرخانه کانون
۲/۲تشکیل یک جلسه در ماه
۲/۳ارائه مشاوره به ادرات و سازمانهای ذیربط
۲/۴ارائه گزارش فصلی از عملکرد کمیته به شورای مرکزی و مجمع عمومی کانون (مجمع عمومی که بصورت فصلی خواهد بود)
۲/۵تدوین طرح اولویت های توسعه بخش پیشنهادی (حداقل یک مورد در سال)
۲/۶تدوین راهبردهای کمیته که باید به تصویب شورای روسای کمیته ها برسد
۳- شورای کمیته ها :این شورا شامل روسای کمیته های کانون میباشد که توسط اعضای کمیته ها انتخاب میشوند و بر کلیه امور وبرنامه های کانون و راهبردهای آینده آن نظارت دارند.این شورا ازبین خود و یا از بیرون آن دبیر اجرائی کانون را انتخاب میکند.
۴-دبیر خانه :
۴/۱دبیر اجرائی مسئولیت امور ذیل رابر عهده خواهد داشت:
*روابط عمومی شامل:
سایت
نشریه
روابط بین الملل (هم تباران خارج از کشور)
*آموزش شامل:
معارف
زبان خارجی
اینترنت
فن آوریهای نوین
*پشتیبانی شامل:
امور مالی (داشتن حساب مشترک با دبیر اجرائی و...)
امور رفاهی
در ادامه جلسه پیرامون موارد ذیل بحث و توافق شد:
۱-آقای مهندس خداکرم طرح پیشنهادی صندوق قرض الحسنه را تدوین و ارائه نمایند.
۲-اقای مهندس عبقری طرح پیشنهادی بازارچه های ورودی تفت را تدوین و ارائه نمایند.
۳-موضوع جلسه آتی علاوه بر تصویب چارت مذکور پیرامون بحث طرح انتقال آب خواهد بود.
* با عنایت به اینکه برای جلسه بعد فراخوان عضویت و تصویب پیشنهادات فوق در نظر گرفته شده از هم تباران در خواست میشود که با مطاله مراتب فوق نظرات خود را ثبت کرده و یا در جلسه آتی مطرح نمایند
دبیرخانه کانون تفکر تفت و تو سعه
*مطلب از طرف آًقا ناصر
یک مطلب خوب وداغ هم از آقارسول خودمون.برای دین صحنه های فجیع از تخریب باغات به وبلاگ از تفت چه خبر با عنوان (ما میکاریم تا دیگران نخورند )مراجعه کنید:
سلام
دوستان عزیز خسته نباشید . اینهمه جلسه برگزار شده و می شود از همه دری صحبت می شود اما اگر یه نگاه اجمالی داشته باشیم می بینیم که اتفاق خاصی رخ نداده هر کسی هر کاری می کرده داره باز ادامه می ده . اینهمه از تخریب باغات صحبت شد و نوشته شد اما یه نگاهی به محله ها بزنید ببینید چه خبره . من به جای شما این کار را کردم بیایید ببینید .
*این پیشنهاد توسط یکی از بینندگان وبلاگ مطرح گردیده است که هم تباران را به حمایت از طرح سال ۸۶ سال وحدت وحمایت از حفظ باغات فراخوانده است.بایستی ضمن تشکر از آقا ناصر به تکمیل این طرح پرداخت.موانع وراهکارهای این پیشنهاد را احصاء نمود. مثلا نحوه مقابله با بنگاههای املاک که به جان این باغات افتاده اند و..
شما چه نظری دارید؟؟؟
شماره حساب کانون جاری ۴۴۴۴بانک ملی شعبه مرکزی تفت میباشد.
با احترام دبیر خانه کانون
در اين نامه كه نسخهاي از آن روز يكشنبه به ايرنا ارسال شد آمده است:
هماكنون جهار شهرستان مهريز، بافق، خاتم و ابركوه با جمعيتي افزون بر ۲۵۰ هزار نفر تنها داراي يك نماينده در مجلس هستند در حالي كه شهرستاني مانند اردكان با ۵۰هزار نفر جمعيت يك نماينده مستقل دارد.
در اين نامه آمده است: آحاد مردم و قاطبه فرهنگيان مومن و دلسوز از اين وضع به شدت ناراضي هستند و عاجزانه از شخص رييس مجلس و نمايندگان ولايي آن ميخواهند در مقابل وجود برخي تبعيضها در تقسيم حوزههاي انتخابيه بايستند و عدالت را برقرار كنند.
اين تشكل با اشاره به نزديك بودن برگزاري هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، از مجلس هفتم تقاضاي بررسي اين موضوع و تغيير جدي در حوزه ياد شده را نمود.
جامعه فرهنگيان مهريز در نامه سرگشاده خود پيشنهاد داده است كه در انتخابات دور هشتم مجلس، شهرهاي خاتم و ابركوه با هم و مهريز و بافق نيز از طرف ديگر هر كدام داراي يك نمابنده مستقل در مجلس باشند.
هماكنون شهرستان اردكان با ۵۰هزار نفر جمعيت داري يك نماينده، شهرستانهاي يزد و صدوق يك نماينده و ميبد و تفت هم يك نماينده در مجلس دارند.
مهريز با ۵۰هزار نفر جمعيت در جنوب شهر يزد واقع شدهاست.
*یکی نیست که بگوید پس چه شهرستانی از این وضع راضی است؟ مگر نه اینکه آقایان تابش و محصل همدانی طراح و یا موافق چنین تقسیم بندی بوده اند؟ و یا اینکه حداقل در مجلس حضور داشته اند. همانطوریکه میدانید ۱۵ نماینده با ارائه یک طرح به مجلس میتوانند پیشنهاد حوزه انتخابیه را ارائه کنند.البته اگر بخواهند!!!
راستی تفت هم جامعه اسلامی فرهنگیان دارد ؟
قابل توجه تفتی تباران : از بیشتر افراد که در جلسات کانون شرکت نمی کنند پرسیده شد چرا نمی آیی مگر برای شهر ودیار خود نمی خواهی دل بسوزانی می گوید . من وامثال من به کانون بیاییم تا آقا :: م :: فرماندار شوند من نمی آیم تا منافع شخصی افراد را تامین کنم . بهتر است دوستان تفتی تبار در اهداف خود اندکی تفکری داشته باشند. دوستار شما تفتی زاده
واما توضیح کانون: به استحضار دوستان دلسوز مثل آقای تفتی زاده که نگران منافع شخصی افراد هستند میرساند که آقای م عدم علاقه خود را به احراز پست فرمانداری اعلام داشته است.
امید هست که همه دغد غهایمان را برای توسعه و عمران وهمبستگی شهرستان بگذاریم وبحمد الله بر خلاف نظر اقای تفتی زاده کانون توانسته است نگاه و پیام خود را اعلام کند.شایسته است قدری ذهنیت ها را برای خاطر آینده مان کنار بگذاریم.
ارادتمند آقای تفتی زاده و دیگر هم تباران. کانون تفکر تفت وتوسعه
*نقطه نظرات یکی از بینندگان وبلاگ.خوشبختانه وبلاگ ماخانم ها هم بازدید دارند!
شما چه نظری دارید؟
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
در ايام عيد كه فراغت خيال وفرصت ياد آوري گذشته بيشتر است مهلتي دست داد تا در كوچه پس كوچههاي خاطرات گردشي كرده و يادي از ايام گذشته نمايم، خود را كودكي يافتم شاد و سرزنده درحاليكه در كوچه باغهاي تميز، با ديوارهاي يكدست كه درب خانهها جاروب شده و با آفتابههاي مسي آب پاشي (گلاب پاش) شده بود قدم ميزدم. به خانهاي رسيدم بزرگ و وسيع با ساختماني قديمي و باغي بسيار زيبا در جلو آن كه آب رواني سرتاسر آن را طي مينمود. خانهاي زيبا و وسيع، باغي به نهايت تميز و سرسبز، زنده و شاداب. شبها با صداي شرشر آب آميخته با صداي فاخته و مرغ حق (كه به ما ميگفتند اين مرغ به دليل خوردن دانهاي از مال يتيم، هر شب آنقدر ناله ميكند تا قطرهاي خون از گلويش بيايد سپس آرام شود.) در پناه درختان بزرگ كه صداي عبور باد در ميان آنها، زيباترين موسيقي طبيعي را بوجود ميآورد به خواب رفته و صبح علي الطلوع با صداي زيباي بلبلها كه در آغوش گل نرگس به عشقبازي با گل و سبزي مشغول بودند بيداري به سراغ اهالي خانه ميآمد.
با درخشش اولين شعاعهاي آفتاب در فضاي خانه تابلوي نقاشي بديعي در برابر ديدگان هويدا ميشد، در يك طرف باغ انبوه گلهاي نشسته بر شاخههاي گل محمدي با عطر دلانگيز گل نرگس ، و در طرف ديگر درخت موردي با رنگ سبز زنده و شاداب كه مانند چتري زمين را از رسيدن آفتاب محروم كرده ودر ميان باغ هم شكوفههاي درختان ميوه.
اما اين ياد زيباي گذشته ديري نپائيد و صداي زنگ خانه كه ناشيانه درصدد تقليد از صداي طبيعت برآمده بود مرا ازآن حال و هوا بيرون آورد وناگهان خود را در فضاي آجر و آهن و گچ محصور يافتم. بياختيار بغض گلويم را فشرد، با خود انديشيدم وتنها راه حل غوطه وري در ايام خوش گذشته را رفتن به ديار خود و طي طريق در كوچههاي شهرم يافتم. بلافاصله سوار بر ماشين به راه افتادم. از شوق ديدار مجدد فاصله محل زندگي فعلي تا قبلي را اصلاً احساس نكردم و خيلي زود خود را در شهر زادگاهم يافتم. با همان حال و هواي خاطرات خواستم در كوچهها قدم بزنم اما دريغ و صدافسوس كه ديگر كوچهها عليرغم اينكه آسفالت شده بود، تميز نبود. ديگر كسي درب خانه خود را جاروب نكرده و از گلاب پاش آبديگر هيچ اثري نبود. حتي از وجود گلابپاش آب سفيد در جلو خانه زردشتيان عزيز و پايبند به سنتها نيز كمتر اثري مشاهده ميشد. ديگرديدن ديوارهاي يكدست در كوچه ها چندان آسان نيست. ديگر بوي كاهگل خانهها در فضاي كوچه نميپيچد؛ خانه اي با نماي سنگ، خانه ديگر با نماي آجر، آن يكي با اسكلتي از تيرآهن سرد و سنگين و … با خود انديشيدم شايد محل را اشتباه آمدهام. اما نه … با ديدن خانه قديمي دريافتم كه متأسفانه اشتباهي نكرده و محل همان محل است اما … . با ديدن خانه آرزو كردم كه ايكاش هرگز هوس ديدار گذشته را نكرده بودم، ساختمان قديمي تخريب شده ، از گلهاي محمدي انبوه خبري نبود، گل ياس ديگر زنده نبود، درخت مورد خشك شده بود و … بياختيار قطرهاي اشك از گوشه چشمم به پايين غلتيد. با خود انديشيدم كه حال اگر همه چيز از بين رفته، حتماً آب روان تغييري نكرده، اما با رسيدن به جوي آب واقعيتي تلخ را يافتم كه همه چيز، حتي آب روان نيز ديگر مثل گذشته نيست، آب ديگر تميز نيست و ديگر بوي تازگي از آن به مشام نميرسد.
واقعاً چه اتفاقي رخ داده ، ما را چه شده است، گذشته ديار مربوط به دويست، صد و يا حتي پنجاه سال گذشته نبود، بلكه فقط سي سال از آن ايام گذشته است.از خود بپرسيم كه در سي سال آينده چهره شهرمان چگونه خواهد شد. آيا با همين روند تخريب باغات و كوچههاي قديمي، ديگر شهر آينده هيچ نشانهاي از باغ شهر تفت خواهد داشت؟ بيشك پاسخ منفي است. پس چه بايد بكنيم، بياييد تا زمان باقي است فكري به حال اين شهر و حفظ و بازسازي درختان باغات، خانهها و كوچه پس كوچههاي شهرمان كنيم. بياييد علاج واقعه را قبل از وقوع داشته باشيم و از همين امروز شروع كنيم كه بيشك فردا دير است.
به ياد داشته باشيم كه تفت تنها متعلق به نسل امروز نيست، كمي هم به فكر نسل آينده باشيم، هرچند كه امروز هم دير شده اما قطعاً فردا ديرتر است. پس بيائيم تا همت جمعي را در حفظ باغ شهر تفت به عرصه ظهور بنشانيم.
| دیروز بابت یک زمین با یک بنده خدایی صحبت شد او گفت این زمین که چندین سال است ما روی آن کشاورزی می کنیم اداره ثبت گفتند ملی شده ولی من 5 تا به آقایی که مسئول این قضیه بود دادم تا قبول کرداین حق از من گرفته نشود من بارها و بارها شنیده ام شخصی است در ثبت اسناد تفت که علنا رشوه که نه شیرینی می گیرد و اگر ندهی چکار میکند... خواهش میکنم این کانون تفکر وتوسعه راهکاری برای جلوگیری از فعالیت این معدود افراد که کل اداره را زیر سوال می برند بیاندیشد و لااقل اعلام موضع نماید | ||||
| *لطفا اداره مربوطه جوابگو باشند | ||||
| چرا دروغ می نویسید در ایران اونم جمهوری اسلامی و در شهر تفت یکی از شهر های دارالعباده تر از دارالعباده یزد این جور آدمها باشند هاشا وکلا . حتما بنده خدا اسم تفت شنیده ولی نمی دونه کدوم تفت آخه ما تو آمریکا و جنوب شرق آسیا هم اسم تفت زیاد داریم حتما ادارات اونجا این کارا می کنند. | |||||||||
|
*عملکرد ادارات تفت .اینبار نظام آموزشی!!!
وقتی می بینم آقای ج پس از گرفتن این همه زمین دوباره توسط شرکت تعاونی شهرداری تقاضای زمین کرده و درخواستش مورد موافقت قرار گرفته و من که کارمند نیستم و شرکت تعاونی ندارم و با دو فرزند هنوز در یک خانه اجاره ای زندگی میکنم اگر باغ داشتم آن را تخریب می کردم و خانه می ساختم مشکل فقط بی عدالتی است و توزیع نامتعادل امکان | |||||||||
*اینکه گفتیم داستان" واقعا داستان جالبی شده است.وقتیکه از سمت اشکذر به یزد میائید همه جا تابلو های بزرگی به چشم میخورد که برگشت به سمت میبد را نشان میدهد.حتی وقتیکه از یزد هم میگزرید و به دوراهی بافق و مهریز میرسید باز دور برگردانها میبد را نشان میدهد .گوئی اینکه در این مسیر نه یزد نه اشکذر نه زارچ و نه تفت و نه شیراز ونه... وجود ندارد!!!اما برای پیدا کردن مسیر تفت در کمربندی کرمان تهران واقعا به اکتشاف و در دست داشتن یک ذره بین ویا دوربین نیاز است تا از یک تابلوی کوچک آنهم درست در سر پیچ تفت بفهمید که به چه مصبیت سرائی تشریف میبرید
. البته این ربطی به اینکه مدیرت ان مثلا میبدی باشد ندارد. همنطوری برحسب اتفاق پیش آمده است؟
!راستی چه باید کرد؟سازمان پایانه ها و راه و ترابری چه جوابی برای این مردم تفت و میهمانان تفت و رهگذران دارند؟؟؟خوبست این مطلب دستمایه عکاسان وکاریکاتوریست ها قرار گیرد.(البته غیر از گلنار که فعلا مشغله کافی در مسیر تفت به خیابان فرخی دارند![]()
نظر به تشکیل جلسه کانون تفکر تفت و توسعه در یکشنبه هفته آینده مسائل پیش آمده میتواند موضوع پیگیریهای هم تباران باشد
مثلا بریدن تابلوی خوش آمد گوئی به تفت ویا خبر دادگاهی کردن آقای فلاح (گلنار) به واسطه شکایت برخی اهالی محترم دهشیر و ایضا پیگیریهای پشت صحنه عوامل مرتبط.ویا همین پدیده مضموم دزدیدن بچه های مظلوم تفتی و انتخاب فرماندار غیر بومی و...
اما باید دیدکه پیگیری کدامش مهم تر است!؟ حتما میگوئید دزدیدن بچه مردم!خیر به همین سادگی ها هم نمیشه براورد کرد.باید دید کدامش بیشتر احساسات و افکار عمومی را اذیت میکند.خوب معلوم است ا نتشار مطالب سخیفه بیشتر مردم را اذیت میکند و باعث بهره برداری سوء استکبار جهانی خواهد شد.وگرنه بریدن یک تابلو ویا واگذاری بی حساب و کتاب امتیازات و رانت دولتی که همچی آثاری ندارد
ضمنا شلوغ نکنید در تفت خبر دیگری نظیر زبونم لال کارهائی که میبدی ها اینطور مواقع میکنند"نیست که نیست
*جالب است که بدانید همین اقای مدیر کل میبدی تابلو های تبلیغاتی مسیر تفت به یزد را بدون انجام تشریفات قانونی در استان (انجام تشریفات بصورت تقریبا محرمانه در تهران) به یک شرکت تبلیغاتی غیر تفتی (البته یزدی یا ...) واگذار کرده است که شرکت های تبلیغاتی شهرستان هیچ اطلاعی از آن نداشته اند.این در حالیستکه فضای سبز و روشنائی مسیر با بودجه شهرستان ایجاد شده است.آیا این حق برای شرکت های تبلیغاتی تفتی نبود که حداقل مطلع شوند؟
قابل توجه سازمان محترم بازرسی کل کشور "نمایندگی استان یزد
ضمن عرض خسته نباشید وخدا قوت برای جناب آقای شکوهی از دوستان کانون و سایر هم تباران در خواست میشود نقطه نظرات و معیارهای خود برای انتخاب فرماندار جدید و انتظارات خود را بیان فرمایند.
واما مطلبی که شایسته است در اینجا گفته شود اینستکه باید آستانه تحمل مسئولین بیش از این باشد و با شنیدن یک انتقاد باجا و یا بیجا سریعا بفکر برخورد و حذف نباشند.
رودرو قرار دادن مردم و نحوه انتقال مطالب که موجب جریحه دار شدن احساسات و یا بنوعی عوام فریبی شود به توسعه فرهنگی و اقتصادی شهرستان آسیب میزند.همه کسانی که سلام قولا من رب رحیم واذا خاطبهم الجاهلون قال سلاما و... را سرلوحه دیانت خود میدانند میبایست جوابی محترمانه بدهند وقضاوت را بر عهده مخاطبین بگذارند.
البته شنیده شده که شاکی این پرونده برخی از اهالی محترم دهشیر هستند که لازم به توجه است که این مسیر خوبی برای مقابله نیستو این توضیح و عذر خواهی در گلنار نیز آمده است.
کانون به سهم خود میگوید که اهالی محترم دهشیر نشریه خوب و دلسوز گلنار از هردویتان حمایت میکنیم.
بچه های کانون منتظر یک ناجی از عالم غیب نشده اند. آنها نمیخواهند که بار همه مشکلات جهان اسلام و مسلمین را به گردن یک یا چند مقام مسئول بیندازند و نمیخواهند به برخی ادعاها مثل اینکه نمیگذارند یا نمیشود و ... توجهی بکنند.
چند شب پیش که برای متقاعد کردن یکی از مدیران با تجربه و خبره اقتصادی نشستی برقرار بود "ایضا توسط برخی دوستان به مشکلات فرهنگی شهرستان "غریبه پرستی" نتونم بینی و ... اشاره شد.
اما بچه های کانون امده اند که بار همه مشکلات احتمالی را به جان بخرند و طرحی نو دراندازند.
واینک خوش خبری به مردم شهرستان که به زودی سهامدار شرکتی فعال خواهند بود ودر طرح های مختلف شریک خواهندشد اما به شرطی که حضور جدی داشته و ناامید نباشند "وفعالانه از شرکت و مدیران منتخب خود حمایت و بر کارشان نظارت کنند.
| |||||||||||||||||
| |||||||||||||||||
|
با سلام و خسته نباشید
با عرض پوزش سایت تفتی تباران به دلیل به روز رسانی و اضافه نمودن آیتم های فنی
مدتی بالا نمی باشد .
در این مدت می توانید کلیه نظرات و پیشنهادات و مطالب خود را به ایمیل
ارسال نمائيد tatftitabaran@gmail.com
به نام آنكه جان را فكرت آموخت
اكنون كه به حول و قوه الهي ميرود تا كانون تفكر تفت و توسعه به عنوان يك مركز داراي هويت مستقل دامنه فعاليتهاي خود را با استفاده از نيرو هاي خوشفكر و متعهد شهرستان گسترش دهد ، وظيفه همه ماست تا هر چه بيشتر همكاري خود را اين نهاد مردمي و غير سياسي بسط دهيم. بي شك ركن توسعه در هر منطقه قبل از منابع و استعدادهاي طبيعي ، نيروي انساني و به عبارت ديگر منابع انساني است كه بحمد ا... شهرستان از اين نظر فوق العاده غني ميباشد. اما در صورت عدم حضور فعال و پيگيرانه و يا حضور منفعلانه نيروها قطعا" نه تنها اين منبع انساني موجبات رشد و توسعه منطقه را باعث نميشود بلكه در پاره اي از موارد مانع رشد و توسعه نيز خواهد بود . دلايل عدم حضور و يا حضور كمرنگ نيروها در تصميم سازيها را ميتوان در چند موضوع دسته بندي نمود كه شاخص ترين آنها نبود يك مركز و يا نهاد متولي سازماندهي نيرو ها ست كه با توجه به تشكيل اين نهاد مردمي در شهرستان اميد ميرود تا ان شائ ا... در آينده نزديك شاهد حضور چشمگير دلسوزان شهر و شهرستان و بخصوص جوانان فعال و خوشفكر در عرصه فعاليتهاي جمعي و تصميم سازيهاي منطقه باشيم.
ضرب المثل قديمي و بسيار واقعي را در نظر داشته باشيم كه "كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من" و وارد گود شويم و از حرف و حديثهاي مختلف(كه قطعا" بوجود خواهد آمد)نهراسيم. بي صبرانه حضور آگاهانه و فعالانه دوستان را در كانون به انتظار نشسته ايم.
اكنون كانون منتظر صاحبان اصلي خود ميباشد. پس يك يا علي ديگر
در میدان امام حسین (ع) تفت جناب سرهنگ صیادی فرمانده محترم نیروی انتظامی شهرستان به اتفاق جمعی از همکارانشان به استقبال آقای نجفی آمده بودند
آقای نجفی که به اتفاق همسر و سه فرزند خود به استان یزد آمده بودند در این روز از اماکن دیدی تفت بازدید کردند در این سفر یکروزه آقایان فلاح (گلنار) گلزار(دهدار طزرجان)و شجاعی ایشان را همراهی می کردند
آقای احمد نجفی به دعوت کانون تفکر تفت و توسعه به تفت آمدند و قرار بود مجری جشن شکوفه ها باشند که متاسفانه این برنامه به انجام نرسید(دلیل اش بماند برای بعد)

از خداوند متعال برای این هنرمند مردمی و خوزستانی خون گرم آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون آرزومندیم
نگاهي به نوروز
نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن میتواند ساعتها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست ، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.
پیشینه نوروز
در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند.
روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام میگذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا میشود.
در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده میشود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوهترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.
از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.
خانه تکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.چنان زوایای خانه را میروبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی میشود.پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
کاری که پس از شکل گیری روشهای جدید ارتباطی مانند نامهنگاری، یا شکل جدیدتر آن نامههای الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده میکنند.
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... میروند.روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا میرسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر میزنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت میشمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.
از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست میآید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر میروند و دیگران را به شام و ناهار دعوت میکنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد میروند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز میگردند.
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...
این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند و سورسات نوروزی خود را جور میکردند.تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
|
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی |
|
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی |
آنچه بر خوان نوروز جاي مي گرفت
كلام نوراني خالق بهار وزيبائي زينت بخش سفره هاي نوروز است.ايرانيان با استعانت از درگاه احديت براي سلامتي وموفقيت درسال جديد دعامي كنند.
هفت سين يا هفت چين
در اينكه بر خوان نوروزي، هفت چين، هفت شين يا هفت سين مي چينند، گفتار زياد است. در واقع آنچه بر خوان نوروزي چيده مي شود، بيش از هفت چيز است، و حرف نخستين برخي نيز “س” نمي باشد. شاعر ي ميسرايد:
روز نوروز در زمان كيان مي نهادند مردم ايران
شير و شهد و شراب و شكر ناب شمع وشمشاد و شاهد اندر خوان
سبزة نورس
در زمان هاي پيشين، سبزه را گاه به شمار هفت وگاه به شمار دوازده كه شمار دوازده ماه باشد، پيش از نوروز در قاب هاي گرانبهايي سبز مي كردند. مي گويند امروزه از سبزة نورس اين هفت يا دوازده ظرف براي پختن سمنو استفاده مي كنند. در كاخ پادشاهان ساساني، دوازده ستون از خشت خام برپا مي كردند و بر هر يك، يكي از غلات را مي كاشتند و خوب روييدن هر يك از آن ها را به فال نيك مي گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در آن سال پربار خواهد شد. اين دانه ها عبارت بودند از: گندم، جو، ارزن، برنج، لوبيا، عدس، باقلا، نخود و كنجد.
امروزه نيز سبزة نورس را بر خوان هفت سين مي گذارند. در برخي از شهرهاي ايران، كوزه نيز سبز مي كنند. يعني كوزه هاي تازه را با پارچة نازك آغشته به سريشم طبيعي مي پوشانند و روي آن دانه هاي ريزي مانند: دانه هاي خاكشير، سياهدانه، اسفند و كنجد آغشته به لعاب سريشم مي مالند. توي كوزه ها را پر آب مي كنند. زماني هم كه دانه ها سبز شدند، روي سبزه را خال هاي رنگي مي زنند تا زيباتر جلوه كنند.
ابوريحان بيروني مي نويسد: «اين رسم در ايران پايدار ماند كه روز نوروز، در كنار خانه، هفت صنف از غلات در هفت استوانه بكارند و از روييدن اين غلات به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند.»
كوزة آب
كوزة آب تزيين شده، كه توسط دختران نوجوان از چشمه سارها پر شده بود، بر سر خوان نهاده مي شد. امروزه، جاي اين كوزه را، تنگ هاي كوچك گرفته است
نان نمادي از بركت است. در دورة ساسانيان، كرده نان هايي به اندازة يك كف دست مي پختند و بر سر خوان نوروزي مي گذاشتند .
در دو سوي آتشدان يا آيينه ، دو شمعدان زيبا جاي داده مي شدند. شمع ها را پيش از آغاز سال نو مي افروختند. شمع افروخته، نشاني از دنياي روشنايي و فروغ بي پايان است. امروزه نيز در برخي از خانواده ها، اين رسم شمع افروختن درلحظة تحويل سال، معمول است. شمع ها را به شمار افراد خانواده مي افروزند و شگون نيك مي دانند اگركه، اين شمع ها تا آخر بسوزند.
تخم مرغ
تخم مرغ بن-ماية خوان نوروزي است. امروزه تخم مرغ ها را سفت مي پزند و رنگ مي كنند تا با آن ها سفرة هفت سين را رنگينتر كنند. تخم مرغ نمادي از نطفة باروري است، كه بزودي جان مي گيرد و زندگي آغاز مي كند. در برخي از شهرها و روستا ها، يكي از تخم مرغ ها را بر روي آيينه مي گذارند. آنان بر اين باورند كه به هنگام تحويل سال، وقتي كه – گاو نگهدارندة زمين، كه زايش سال را عهده دار است، كرة زمين را از شاخي به شاخ ديگر منتقل مي كند – تخم مرغ روي آيينه تكان مي خورد و از اين راه مردم متوجه تحويل سال مي شوند. اين گونه داستان ها ريشه در اسطوره هاي باستاني دارند. در استورة ايراني، گاو نماد فصل زمستان و شير نماد تابستان است. روي ديواره هاي پلكان هاي كاخ آپادانا در تخت جمشيد، سنگنقشي را مي بينيم كه ستيز گاو را با شير نشان مي دهد. اين نقش نيز نمادي از اين استوره است كه در آن زمان سال را داراي دو فصل مي انگاشتند و در آغاز هر فصلي نيز جشني برپا مي داشتند.
آينه يكي از ابزارهايي است كه در زندگي انسان ايراني، از كهن روزگاران تا كنون، نقشي واقعي و هم نمادين بازي كرده است. انسان در آن لحظه كه به آيينه مي نگرد و نقش خود را در آن مي بيند، ممكن است به دو وضعيت بينديشد: چگونه مي نمايم؟ ویا چگونه بهتر است باشم؟ نخست، نمايي موجود را مي بيند، شايد آن را مي پسندد و بدان وضع ظاهري كه دارد ، ادامه مي دهد. يا آنچه را كه مي بيند، مي خواهد دگرگون كند...؛ بهتر كند. و اين يك آغاز و يك نوزايي است. براي همين است كه روي خوان نوروز يك آيينه، شاهد دگرگوني و لحظة نوزايي سال است. همينگونه، آينه يكي ازچيدني هاي لازم براي خوان عروسي و پيمان بندي به شمار مي رود. يا اگر شخصي، خانه اي نو خريداري يا دريافت كند، يك آينه و يك كتاب ديني، جزو نخستين اشيايي هستند كه بايد در آن خانه جاي بگيرند. پيدايش آينه در ايران، كه از فلزات صيقل داده شده (مس و …) ساخته مي شد، پيشينة چند هزار ساله دارد. نمونه هايي از اين نوع آينه ها را، كه از كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند، در موزه هاي ايران می توان بازدید کرد.
براي پختن سمنو، دانه هاي گندم تازه جوانه زده را كه براي نوروز رويانيده اند، مي كوبند و مي پزند. سمنو، گذشته از شيريني طبيعي كه دارد، نيروبخش هم است. اين نخستين خوراك و فرآورده اي است كه در آغاز سال نو فراهم ميگردد. در رابطه با پختن اين خوراكي نيز افسانه ها و باورهايي در بين خانواده ها وجود دارد، كه مانند هر باوري ديگر، به شخص باوركننده مربوط مي شود .
سنجد يكي از ميوه هايي است كه در سفرة هفت سين امروزي، به دليل داشتن حرف “س” در ابتداي نامش، جاي مي گيرد. سنجد ميوه اي است كه از زمان هاي پيشين، به جهت بوي برگ و شكوفه اش، شناخته شده بود. مي گويند، بوي برگ و شكوفة سنجد، ماية انگيزش عشق و دلباختگي است.
ماهي، نماد ماه اسفند است. به هنگام نوروز، برج (بورگ- فارسي) اسفند (حوت- عربي) به برج فروردين (حمل- عربي) تحويل مي گردد. ماهي را به عنوان نمادي از آخرين ماهِ سالي كه در حال سپري شدن است، در سفره جاي مي دهند. ولي ماهي، از جهات ديگري نيز، راه و جايي در زندگي انسان ها دارد. ماهي خوراكي سالم و خوشمزه است. نوشتارها و گفتارهاي افسانه اي بيشماري دربارة اين حيوان وجود دارند كه همه حكايت از حضور آن، در ادبيات و فلكلور ملت ها و كتاب هاي ديني مي كنند. ماهي يكي ديگر از نمادهاي قلمرو باور و انديشة "ايزدبانوي آب ها و درياها" مي باشد و بدينگونه به اسطوره هاي ایراني راه يافته است.
سيب يكي از ميوه هاي بهشتي به شمار مي رود. روستاييان آن را در خم هاي ويژه اي نگاهداري مي كنند تا به رسم ارمغان، به دوستان و آشنايان خود، براي جاي دادن در خوان نوروزي بدهند. در داستان هاي ايراني، سيب با زايش مناسبت دارد و بيشتر درويشان، سيبي را، براي هديه دادن، به دو نيم مي كنند تا نيمي از آن را همسر و نيم ديگر را شوي بخورد. اين كار شگون نيك براي جلوگيري از نازايي مي باشد.
امروزه، سير و سماق و سكه و سركه نيز بر خوان نوروزي افزوده اند و براي هريك از اين ها نيز، به درستي و تناسب، دليلي انديشيده اند. پاية بنيادين انديشة نمادسازي و نمادگزيني از كهن روزگاران، دفع نيروهاي زيانزا (اهريمني) و جلب و جذب نيروهاي نيكنهاد (امشاسپند) و فراواني نعمت بوده است. بر اين اساس، هر شخصي با هر باوري، نه تنها در نوروز بلكه هر روز و در هر شرايطي، مي كوشد از راه هاي غيرعادي يا بنا به گفتة برخي خارق العاده، در روال منطقي و جاري كارهاي روزانه دگرگوني دلخواه خود را بوجود آورد و با جلب يا دفع خواسته اي، در مسير عادي كار ، به سود خود دخالت كند. اين شيوه ها را در همه جاي گيتي و در بين همة گروه هاي اجتماعي و بين گروندگان هر دين و باوري مي توان سراغ گرفت.
منبع:اينترنت-محمدرضاحداديان
گفته آيد در حديث ديگران
مي دانستيم كه تفت زيباست وزيباتر آنكه در حديث ديگران جست وجويش كنيم. پس به سراغ سفرنامه هاي قديمي رفتيم ويك به يك ورق زديم .
ازكجا بايد شروع مي كرديم ؟ شهر تفت ؟ پيشكوه ؟ ميانكوه ويا پشت كوه ؟
چه فرقي مي كرد. همه جايش بوي خوب ولايتمان رادارد. پس با مطالبي از آقاي فردريك چارلز ريچاردز، عضو انجمن سلطنتي نقاشان وحكاكان انگلستان شروع كرديم. او كه ايرانگردي خود را بنا به روايت مترجم اين اثر به نام مهين دخت صبا دراوايل سلطنت رضا شاه پهلوي آغاز كرده وديدارهاي خود را همانند تابلوي نقاشي توصيف كرده ويا بعضاً به تصوير كشيده است 1 .
وصف خود را از شهر تفت و روستاي ده بالا در مباحث دخمه: برج خاموشان 2 وده بالا 3 ذكر نموده است.
گويا وي ازيزد عازم ده بالا بوده است كه قهوه خانه يك منزل يزد ( به احتمال قوي مجموعه باغ خان فعلي ) را نيز به تصوير كشيده است 4.
توصيفي كوتاه از شهر تفت درارتباط با بحث زرتشتيان داده...... در تفت عده زيادي زرتشتي زندگي مي كنند. تفت شهر كوچكي است كه در چند كيلومتري شهر يزد واقع شده است. مردم اين شهر اغلب به شغل باغباني اشتغال دلرند. چون بر طبق آيين آتش پرستان وهمانطور كه دراوستا ذكر شده كشاورزي يكي از شريفترين مشاغل است. تفت شهر كوچك جالب توجهي است واگر هنگام غروب آفتاب اين شهر را با صدها گنبد كوچكش ازبستر خشك رودخانه بنگريم مثل نعلبكي مملو از حباب بنظر مي آيد بعد به بحث ده بالا مي رسيم كه خواندن وضعيت آنروز دهبالا وتلاش وسخت كوشي مردم آن زمان براي ساختن زندگي سبز وبهتر شنيدني است.
((ده بالا))
(( يزد از سطح دريا 4200 پا ارتفاع دارد 0 موسسه كارنگي ، ايستگاه مغنا طيسي ، يزد – ايران ))
عبارت فوق در باغ بانك بر روي سنگي به طول و عرض 8 اينچ و ارتفاع 22 اينچ كه فوقاني آن 3 اينچ در زير زمين است و 69 يارد و 8 پا از ديوار جلو و 28 يارد و 9 پا از ديوار جنوب شرقي و 63 يارد و پنج پا از وسط زمين تنيس فا صله دارد نوشته شده و متعلق به ج0س0پ0 رييس بانك يزد مي باشد سوم دسامبر01908
كشف علامات يا يادداشتهايي كه توسط اعضاي يك موسسه اكتشافي تهيه شده بسيار هيجان انگيز است 0حتي كشف يك چنين كتيبه اي در باغ ميزبان شخص ، موجب رضامندي خاطر مي شود0
متاسفانه در اين مورد بلندي يزد از سطح دريا دليل وجود نسيم خنك نمي باشد در شهر يزد بعضي از اوقات در فصل تابستان گرما به قدري زياد و هوا به اندازهاي خفه است كه گويي دنيااز گردش بر روي محور خود باز ايستاده است 0 در اين روزها مردم يزد به زير زمينها يا اتاقهاي تابستاني كه به بادگير متصل است پناه مي برند 0در حالي كه عده معدودي از انگليسيهايي كه آنجا هستند به ده كوچكي به نام ده بالا كه بر روي تپه قرار دارد مي روند0 اين ده بر فراز كوه بلندي قرار گرفته و هواي آن بسيار عالي است 0 چندين خانه در اين ده ساخته شده كه به ثروتمندان يزدي ، كه مي توانند همسر و كودكانشان را به آنجا ببرند ،تعلق دارد0 راه دخول به اين ده دره تنگي است كه يك جوي آب درآن جاري است 0 اين دره كوچك واقعا زيبا است0 براي رسيدن به آن بايد از جاده اصلي يزد مسافرت را شروع كرد و سپس از صحراو برج خاموشان عبور كرد 0 هنگام مسافرت به خارج از شهر يزد ،مسافران جوي آبي را كه بعد از قهوه خانه در آخرين مرحله مسافرت به يزد در جريان است ناديده مي گيرند 0در حالي كه هنگام بازگشت به شهر اينجا توقفگاه خوبي براي صرف شام در مهتاب ايران است 0در نيمه راه دره ،دهكده هاي كوچكي واقع شدهكه در انها ميوه به عمل مي آورند تا در شهر يزد به فروش مي رسانند0در يك چنين محلهايي ايرانيان اغلب مسافران عبوس و خسته را افسون مي كنند مسافران براي صرف صبحانه در زير سايه چند درخت توت توقف مي كنند 0 در يك چشم به هم زدن يك قاليچه ايراني در كنار جوي گسترده مي شود و يك خدمتكار تبسم كنان ميهمان را به سوي آن هدايت ميكند 0 چاي وهلو در يك طرفه العين مهيا مي شود 0 گويي از آسمان نازل شده است 0 يك خدمتكار در حالي زانو بر زمين زده مانند آنكه در حضور يك شاهزاده ايراني است ، آنها را تعارف ميكند وبا اينكه هر دو دست او مشغول است مي كوشد تعادل خود را نگاه دارد و با وقار و متانت يك يك نفر درباري ،ولي با آستين هاي بالا زده ،بر مي خيزد 0 با يك اشاره عصاي ميزبان ،كه غالبا به چشم نمي خورد ،دوباره بساط جمع مي شود0 شگفت اينجا است كه در اين زمين صخرهاي و لم يزرع صحرا ،چگونه خاك كافي براي به عمل آوردن هلو و شليل و خيارهاي كوچك موجود است 0 هنگام پرسش در اين مورد ،پاسخ مي دهند كه در اين محل خاك خوب وجود نداشت تا اينكه روستاييان آن را تهيه كردند0 حتي امروز اهالي محل هر گز دست خالي از بازارهاي يزد باز نمي گردندو هر دفعه كه با رهاي هلو و توت يا ساير ميوه ها را از جاده لغزان و بي ثبات پايين ميآورند ،هنگام بازگشت با زحمت فراوان دو خرجين خاك به باغ هايي كه در كوهستان واقع شده حمل مي كنند0بيچاره الاغ ! با اين وصف چه كسي قادر است از مشاهده هلوي يزدي كه كمي له شده ابراز شكايت كند، هر چند اين نكته به مسافر خاطرنشان گردد كه با خوردن يك چنين ميوه اي ممكن است دچار بيماري و يا اسهال شود؟
هرگاه از بالا در كنار حوض باغ كوچك (( برف خانه )) به منظره صحرا ، كه در پايين واقع شده ، بنگريم منظرهاي بس با شكوه خواهيم ديد 0 يزد و برج خاموشان چنان به نظر مي رسد كه گويي مي توان آنها را لمس كرد: به عبارت ديگر، صافي و شفافي هوا تا اين درجه است ولي آنچه را كه نمي توان فراموش كرد منظرهاي است كه هنگام پايين آمدن مي توان مشاهده كرد دهكده هاي كوچك واقع در دره با باغهايي كه با ديوار هاي گلي احاطه شده مانند قطعه اي از ميناي معروف به كلوازونه به نظر مي آيد كه در ميان برگهاي سبز تيره درختان انار و با گلوله هاي شنجرفي رنگ انار در كنار به ،كه رنگ زردتيره و ماتي دارد ،قرار گرفته و جوي آب از لابلاي درختان قسمتهايي از آسمان را نيز منعكس مي سازد 0 تمام اين مناظر توام با شكل ديوارهاي گلي منظرهاي ايجاد مي كند كه گويي مفتولهايي رنگهاي مينا را از يكديگر جدا كرده است 0 هرگاه خط سیر را تغییر دهیم مشاهده خواهیم کرد که لوحه ای برروی صحرای وسیع پائین که بسان مخمل گندمگون است ،قرار گرفته گويي آن را به معرض نمايش گذاشته اند.اين مسافرت طوري ترتيب داده مي شود كه هنگامي كه هلال ماه در لابلاي درختان مي پيچد وطرحهايي شبيه نقره مشبك قديمي ايجاد مي كند، مسافر به جوي كوچكي، كه درمرحله آخر مسافرت واقع شده،مي رسد. بعداز شام،رنگ صحرا،كه همرنگ گندم است،به رنگ عاج در مي آيد وآسمان مانند قطعه مخمل تيره رنگ بدون درز جلوه گر مي شود. چراغهاي شهر يزد چشمك مي زنند وزوزه اولين شغال اعلام مي كند كه وقت رفتن به خانه وخوابيدن فرا رسيده است.
1- كتاب سفرنامه فردريچاردز ترجمه خانم مهين دخت صبا از انتشارات علمي وفرهنگي سال 1379
2- منبع فوق صفحات 223 و 224
3- منبع فوق صفحات 229 الي 233
4- منبع فوق صفحه 231
می بخشدم شوق مستی کوه و بیابان سبزت
ای راحت بیقراران صبح گل افشان سبزت
د ل میرود از کف من با عطر ریحان سبزت
درمان کند خسته جانم باغ طزرجان سبزت
من مست شیدائی تو تو مست مستان سبزت
گوئی که در هم سرشته است جان من و جان سبزت
یادت بخیر ای گل سرخ خوش باد دوران سبزت
بنواز یاران مارا قربان دستان سبزت
در خاطرم جاودانه است خورشید چشمان سبزت
می برد تا انسوی غم ما را خیابان سبزت
ای کاش مهمان کنی باز ما را ما را به ایوان سبزت
یک شب که عاشقانه است شمع شبستان سبزت
هم سبز در سبز خوانی شعری ز دیوان سبزت
اندوهم از دل برانی در حجم احسان سبزت
افتاده از پا (کویر) ام دستم به دامان سبزت
شعر از آقای غلامرضا محمدی متخلص به کویر
تا چمن از نفست لبریز است
تفت یعنی گل سرخ
تفت یعنی چمنی از گل عشق خرمنی خوشه وصل دامنی لاله سرخ
شاخه یاسمنی در دل سنگ
گلشن نسترنی در دل کوه
نفسی تازه برای دل تنگ
تفت یعنی سبدی میوه تر
سبدی بافته از شاخه گلهای بهار
طبقی چیده براو خوشه زرین عنب
خونچه ای هشته بر او سرخی طناز انار
ای دلارام ای دوست صنم باده فروش
ای که از فرط سخاوت داری ابر گلبار طراوت بر دوش
در دلم برگ طراوت تو بکار تو بکار
بر (کویر )عطش من تو ببار تو ببار
شعر از شاعر خوب یزدی جناب آقای محمدی که سابقا فرماندار تفت بوده اند
بارش نخستين برف پاييزي دراواخر آبان ماه در ارتفاعات استان يزدو تكرار آن در چند روز گذشته،موجب رونق پيست اسكي سخويد واقع در ۷۰كيلومتري جنوب غربي شهر يزد شد.
مردم يزد در روزهاي تعطيل فصل سرما، بخشي ازاوقات فراغت خود را با حضور در اين پيست سپري ميكنند و نخستين حضور مردم روز جمعه گذشته شكل گرفت.
روزهاي تعطيل، محور يزد شيراز و جادهاختصاصي سخويد، شاهد رفت و آمد هزاران دستگاه خودرو سواري است و ترافيك سنگيني در اين روزها در محور مورد نظر حاكم است.
در اين محل انواع مواد غذايي ويژه زمستان از جمله شيرداغ، حبوبات طبخ شده و شلغم فروخته ميشود.
يكي از اهالي ساكن در روستاهاي مجاور پيست اسكي سخويد در گفت و گو با خبرنگار ايرنا گفت:اغلب روزهاي تعطيل، اين محل مملو از جمعيت است كه از نقاط مختلف استان يزد براي تفريح و بازي روي برف مراجعه ميكنند.
وي كه خود را غلامعلي درهزرشكي معرفي كرد از مسوولين امرخواست براي رفاه علاقهمندان به ورزش اسكي، پيست را مجهز به وسايل و تجهيزات ويژه اين ورزش كنند.
وي اظهار داشت: پيست سخويد يك موهبت خدادادي است كه به نظر من يك محل مناسب براي ورزش زمستاني است.
به گفته مسوولان، پيست اسكي سخويد، بعنوان تنها محل بازي روي برف در يزد روزهاي تعطيل، پذيراي بيش از ۲۰هزار نفر است.
معاون ورزشي ادارهكل تربيت بدني يزدميگويد: با توجه به شرايط جغرافيايي اين استان، كوههاي سخويد در طول سال، تنها دو ماه برف دارد و اينكه بتوان پيست اسكي مجهز در اين محل راهاندازي كرد ممكن نيست.
علي اصغر حسيني روز شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: اداره كل تربيت بدني يزد، محلي را كه به پيست اسكي معروف است به عنوان پيست اسكي قبول ندارد و آن را پيست تلقي نميكند.
وي علت اين امر را استاندارد نبودن محل مورد نظر ذكر كرد و گفت: به اعتقاد ما اين محل تفريحي است كه مردم از آن ديدن ميكنند و اوقات فراغت خود را در روزهاي تعطيل سپري ميكنند.
وي با بيان اينكه برخي مردم از تيوپ براي بازي اسكي روي برف استفاده ميكنند، اين امر را خطرناك توصيف كرد و افزود: محل مورد نظر، پتانسيل لازم را براي استاندارد كردن و سرمايهگذاري ندارد.
وي در عين حال به مردم توصيه كرد: در صورت استفاده از آن، رعايت مسايل ايمني را بكنند و از تيوپ براي بازي روي برف استفاده نكنند.
معاون فرماندار شهرستان تفت هم گفت: بخش خصوصي، امكانات اقامتي و رفاهي خوبي را در محل پيست سخويد فراهم كرده است.
محمدرضا وطنخواه افزود: اين بخش، مجوز لازم را براي استاندارد كردن پيست از سازمان تربيت بدني كشور دريافت كرده است و هماينك در حال فعاليت است.
وي پيست سخويد را محل فوقالعاده پرجاذبه براي توسعه ورزش اسكي، رونق بخش گردشگري دانست و افزود: پيست سخويد از جمله قطب گردشگري شهرستان تفت محسوب ميشود.
وي استقبال مردم از اين محل را خوب توصيف كرد و تصريح كرد: اعتبارات فرمانداري تفت بيشتر مربوط به صنعت و اشتغال است كه نميتوان در اين مكان هزينه كرد.
وي اضافه كرد: در عين حال امكاناتي در منطقه فراهم شده است و بخش خصوصي نيز فعاليت خوبي در اين بخش داشته است.
معاون فرماندار تفت اضافه كرد: مناطق ديگر از جمله آبشار دره گاهان و كوههاي مرتفع آن معروف به بام تفت از ديگر قطبهاي گردشگري منطقه است و ورزش پاراگريدر از بام تفت انجام ميشود.
وطنخواه ياد آور شد: به دليل وجود بادهاي منحصر به فرد هفتهاي دو نوبت پرواز پاراگريدر از بام تفت انجام ميشود.
هماينك تنها وسيله علاقهمندان به بازي روي برف در محل پيست اسكي سخويد تعدادي تيوپ خودرو در اندازههاي مختلف است.
پيست اسكي سخويد در مجاورت روستايي به همين نام در حوزه شهرستان تفت از توابع استان يزد قرار دارد.
*مناسب است دوستان دیدگاه خود را در مورد این گزارش اعلام نمایند
جشنواره شكوفه ها درجهان بيش از يك قرن سابقه دارد.شكوفه نماد شروع زندگي وشادابي جوانيست وبالطبع مخاطب برنامه ها نيزجوانان وخانواده آنانند.هرساله دركشورهاي مختلف بخصوص ژاپن،چين،آمريكا و...فستيوالهاي بين المللي شكوفه هاي سيب،گيلاس،بادام،آلوو...برگزار شده ومردم بومي بهمراه جمع زيادي از توريستها ضمن لذت بردن از مناظر باشكوه درختان پرشكوفه در برنامه هاي شاد نيز شركت مينمايند.اين جشنواره ها هر ساله تكرارشده و ده تا پانزده روز بطول مي انجامد.برگزاري نمايشگاه ومسابقات هنرهاي سنتي،نقاشي،غذاي سنتي،دو،عكس ،موسيقي ،تئاتر و....ازجمله برنامه ها ست.از نكات جالب اين جشنها استفاده از رنگهاي شاد ، بعهده گرفتن بخش عمده مراسم بصورت داوطلبانه توسط مردم واستقبال خوب توريستها ميباشد.هدف اصلي اين فستيوالها جداي از جذب توريست وانتفاع مالي شناساندن تمدن ، فرهنگ وآداب وسنن هركشوربه جهان بوده كه استقبال زياد از آن نشان از موفقيت دارد.اميدواريم جشن شكوفه هاي تفت شروعي زيبا وباشكوه براي رسيدن به اهدافي جهاني باشد.براي آشنائي بيشتر با اين جشنواره ها ميتوانيد به سايتهاي زيرمراجعه نمائيد.
Xiongate.smugmug.com/gallery
En.wikipedia.org/wiki/national-cherry-blossom-festival
Gojapan.about.com/cs/cherry blossoms
Chinahighlights.com/travelguide/festival/locust_festival.htm
Nationalcherryblossom.org/cms
-محل برگزاری همایش کانون ولایت تفت خواهد بود.
-تاریخ برگزاری سوم عید نوروز ۸۶ (بعنوان روز تفت) خواهد بود .
-مقرر شد موضوع در شورای اداری و شورای شهر از طرف نمایندگان کانون آقایان بهنام و کربلائی مطرح گردد تا هماهنگی های دولتی با این آئین مردمی بعمل آید.
-به دلیل اینکه این برنامه برای اولین بار در سطح شهرستان برگزار میشود" مقرر شد برنامه در یک مقیاس مشخص و کنترل شده اجرا گردد تا ارزیابی مطلوبی برای توسعه آن در سالهای آینده بدست آید.
-برنامه های جشنواره شامل دو بخش ذیل خواهد بود:
الف- نمایشگاه آثار هنری صنایع تبدیلی کشاورزی (نظیر گلاب گیری ) و صنایع دستی و آثاری از جاذبه های گردشگری شهرستان و ...
ب-همایش هم اندیشی و همدلی تفتی تباران سراسر عالم.
-به این منظور کمیته های ذیل در دبیر خانه همایش تشکیل میشود:
۱-هنری ـفرهنگی ۲-نمایشگاه ۳-مالی و پشتیبانی.
-امید است کلیه دوستداران تفت با گذاشتن پیام و اطلاع رسانی به سایر عزیزان تفتی در این آئین نوپای مردمی حضور مجدانه خود را ثبت فرمایند.
-
۱ـمذاکره با چند موسسه و شرکت جهت پشتیبانی مالی جشنواره(اسپانسر)
۲ـمذاکره با برخی هنرمندان تفتی و غیر تفتی جهت برگزاری نمایشگاه اثار در حاشیه جشنواره و همچنین همکاری بعنوان مجری و ...
۳ـجلسه هماهنگی بمنظور تعین نقاط اجرای برنامه از جمله دانشگاه ازاد برای نمایشگاه و دبستان امام (شاه ولی)برای بگزاری همایش.
*قرار است جمعه ۲۰/۱۱ جلسه هماهنگی و برنامه ریزی و تقسیم کار برگزار شود. از جمله نیازها برقراری ارتباط با تفتی های مقیم خارج از کشور بمنظور دعوت به همایش و تهیه کارت دعوت و جذب کمک های مالی و هماهنگی و حضور همشهریان عزیز زردشتی وتهیه لیست پذیرفته شدگان دانشگاهها و ... میباشد لطفا اعلام نظر شود
چشمها را بايد شست،جور ديگر بايد ديد....
"شهري سرسبز با باغهايي دلنواز،ميوه هائي بهشتي، هوائي مطبوع،مردماني باصفا ،كوچه پسكوچه هائي بابوي خوب كاه گل... ازميان آن رودخانه اي ميگذرد وپلهائئ قديمي برروي آن براي عبور... خياباني ساحلي بادرختاني استوارو..."
شايد كسي كه اين جملات راميخواند در روياي خودشهري در شمال ايران را متصور ميشودوهرگزنمي پندارد اين معجزه خلقت در دل تفتيده كوير مي خرامد هر چند فقط رودخانه اش ....! باتمام اين اوصاف وقتي با اتومبيل خود وارد شهر ميشويم با ديدن خياباني ناهمگون با آسفالتي منحصربفرد ورودخانه اي خشك كه جاي جاي آن با نخاله هاي ساختماني وزباله مزين شده است اين روياها رنگ ميبازند.سئوال اين است:آيا اين منظره درشاءن اين شهر زيباست؟آيا براي اين رودخانه كه دههاسال است رنگ سيلاب به خود نديده هيچ كار بهتري نميتوان انجام داد؟نقل ميكنند در زمانهاي قديم يكي از كانديداهاي شوراي شهر براي اينكه در وعده دادن از رقباي خود عقب نماند قول پرورش ماهي در رودخانه را داده بود! اين حكايت دونتيجه اخلاقي دارد:
1-كانديداهاي شوراي شهر درايام قديم نيزوعده هاي آنچناني ميداده اند واين امر فقط مختص زمان حال نميباشد!
2-ايده تغير در نماي شهر از آن زمان مد نظر اهالي فن بوده است!
بگذريم..خيابان ساحلي نيز حال وروز بهتر ي ندارد.جداي از باريك بودن مسير ،تيغ كشيدن روي آسفالت باعث عدم تعادل در كنترل وسيله نقليه بخصوص موتورسيكلت شده است.تخصيص بودجه مناسبي براي آسفالت يكنواخت خيابان اصلي (درحداقل زمان) ميتواند جداي از زيباسازي چهره شهرازبروز حوادثي جبران ناپذير پيشگيري نمايد.دربرخي كشورها بمنظور حفظ هارموني شهرها ،چگونگي بناي ساختمانهاي مسكوني ،تجاري ونماي آنها تحت نظارت دقيق شهرداريها قرار دارد.حال كه بدليل كمبود ومرغوب شدن زمين، باغهاي زيباي دوطرف رودخانه بسرعت خشك شده وجاي خود را به خانه هائي ريزودرشت ميدهد،ازمسئولين محترم شهرداري اين انتظار ميرود برنامه اي تدوين نمايند تالااقل نماي اين ساختمانها طوري طراحي شود كه به زيبائي شهر بيافزايد.
به اميد داشتن شهري دوست داشتني تر از هميشه-محمدرضاحداديان
ضمن عرض تسليت وآرزوي قبولي عزاداري همشهريان گرامي:
دهه محرم همه شور وشعور وزيبائيست ووظيفه ما حفظ اين ارزشهاست.در طول اين مدت برخي نكات را ديدم كه ميتواند اين زيبائيها را كمرنگتر نمايد:
1-مرثيه هائي را برخي مداحان خواندند كه نه تنها هيچگونه سندي نداشت بلكه با عقل نيزجور در نمي آمد!مثلا مداح محترمي روضه اي درباره كمربند گرانقيمت حضرت امام حسين وتلاش آنحضرت براي حفظ آن خواند كه درنهايت منجر به قطع شدن دودست آن حضرت گرديد!!آيا اينگونه مطالب باعث ذهنيت منفي وتصوير نامطلوب واقعه كربلا در اذهان شيعيان وبخصوص نسل جوان ما نخواهدشد؟!
2-تصاويري خيالي از تمثال مبارك حضرت امام حسين،حضرت عباس و...در برخي حسينيه ها نصب شده بود كه با توجه به منع آن توسط مراجع تقليد لزوم تجديد نظر در نصب اينگونه تصاوير بنظر ميرسد.
3-ذبح گوسفند،گاو وشتر درجلوي حسينيه شاه ولي بهنگام نخل برداري صحنه هاي نامناسب وغيربهداشتي را بوجود مي آورد .بجاست مسئولين امر براي قرباني درجلوي نخل مكان مناسبي مثل درون رودخانه را در نظر بگيرند.
به اميد آنكه رهرو واقعي حسين(ع) باشيم-محمدرضاحداديان
آنگاه اصحاب عاشورایی امام عشق به آخرین نماز خویش ایستادند و سفر معراج پایان گرفت. نخستین نمازی كه آدم ابوالبشر گزارد در وقت زوال بود و آخرین نمازی كه وارث آدم گزارد، نیز... و از آن نماز تا این نماز ، هزارها سال گذشته بود و در این هزارها، چه ها كه بر انسان نرفته بود.
بر گرفته از فصل نهم "فتح خون" اثر شهيد سيد مرتضي آويني--محمدرضاحداديان
واما نکاتی چند:
۱ـجالب اینکه اولین جلسه رسمی (با اخذ مجوز )کانون در اول محرم سال جاری برگزار شد ویازدهمین جلسه کانون در روز یازدهم محرم برگزار خواهد شد.
۲ـاز جمله برنامه های این جلسه تبین برنامه ها و اهداف کانون بصورت رسمی و هم اندیشی و گسترش آنست.
۳ـیک تجلیل شایسته هم از همشهریان زردشتی که به احترام ایام عزاداری محرم از برگذاری جشن سنتی سده خوداری کرده اند(بنقل از یکی از دو ستان مطلع)
ونکته اخر اینکه از همه دوستداران اقا عباس التماس دعا داریم و خاک پای هیئت ها را سرمه چشمان مان میکنیم.
دیرخانه کانون
شنیده شده است خیابانی در محله گرمسیر که از قلب باغهای تفت می گذرد و روبروه درمانگاه (شیر و خورشید) به خیابان ساحلی وصل میگردد ، در طرح هادی شهر تفت مصوب گردیده است .
این خیابان همچون خیابان احمد آباد سرده غیر ضروری مینماید موجب از بین رفتن باغهای زیادی میشود.
شایسته است شهرداری تفت به صورت جدی از نابودی باغهای تفت با همکاری دیگر دستگاه ها زیربط اقدام نماید و در این گونه طرح های غیر کارشناسی و غیر ضروری تجدید نظر نماید.
این دبیرستان که از قدیم الایام محل پرورش چهره های نام آور بوده است همچون برخی از مدیران و معلمان خود که عمر شریف خود را در راه شکوفایی علمی این شهرستان گذاردند، نقاب در خاک میکشد ، نیکانی چون زنده یاد حاج احمد گلشن و حاج آقا رضا منتظر . روحشان شاد و یاد آن دوران بخیر
کاوش مجموعه باستانی منصوریه در جنب خانقاه و بقعه شاه خلیل همچنان مسکوت ماند . این مجموعه که از لحاظ میراث فرهنگی بسیار حائز اهمیت برآورد گردیده است شامل خانقاه ، کانال های عجیب ، اجساد و تابوت مردگان بوده است .
نقل قول های عجیب درباره این مجموعه دیر راز و رمز زیاد است . راههای زیر زمینی که به قلعه گرمسیر ، حمام دربند میرزا باغ سشرف الدبن ، اجساد خشک شده ای که در سردابه آن نگه داری میشده تا پس از مدتی به عتبات عالیات منتقل شود . خانقاهی زیر زمینی که محل برگزاری مراسم دراویش شاه نعمت الهی بوده است ، از این دست شنیده هاست.
لازم به ذکر است که گروه پزوهشی اداره میراث فرهنگی ،گردشگری و صنایع دستی استان یزد بازگشایی راه ورودی را که پس از تحقیقات از افراد سالخورده بومی به صورت چند مکان گماهنه زنی شده است به انتقال کتابهای موجود در کتابخانه عمومی تفت به محلی دیگر منوط نموده اند.
ابه نام آنكه جان را فكرت آموخت
در پي اعلام آمادگي يك گروه سرمايه گذار مبني برانجام مطالعات سرمايه گذاري در بخش گردشگري شهرستان ،روز جمعه مورخ 22/10/85 از امكانات و پتانسيلهاي شهرستان بازديد بعمل آمد . نكته جالب در اين بازديد تاكيد اعضاي گروه بر استثنائي بودن شرايط و پتانسيلهاي شهر و امكان جهش در وضعيت گردشگري شهرستان بود كه به اتفاق بر جايگاه بسيار عالي منطقه به عنوان قطب گردشگري استان تاكيد داشتند. از مهمترين دست آوردهاي اين بازديد پيشنهاد:
اعلام شدن بافت تاريخي محلات باغ خندان، باغ گلابدان ،بازار،گرمسير و راحت آباد و تهيه و اجراي برنامه بازسازي و نوسازي آنها با همكاري بخش خصوصي
اعلام آمادگي سرمايه گذار به منظور ساخت و تكميل پروژه هاي نيمه تمام شهرستان(گردشگري) از طريق مشاركت
به گزارش روابط عمومي استانداري يزد، معاون عمراني استانداري يزد در جريان سفر به شهرستان تفت و بازديد از چند طرح عمراني گفت: فاز سوم پروژه روشنايي راه ارتباطي يزد-تفت با همكاري شهرداري و اداره كل راه وترابري يزد به زودي به بهره برداري مي رسد.كه سهم شركت توزيع برق يزد در اين مرحله 750ميليون ريال است.
مهندس نبوي زاده در خصوص ساماندهي ورودي شهر تفت گفت: با تشكيل جلسه اي با حضور مسؤولين دستگاههاي ذيربط مشكلات فني طرح برطرف خواهد شد.
وي در بازديد از فاز دوم پروژه خط فاضلاب و شبكه جمع آوري تفت بر لزوم تأمين اعتبار مورد نياز تصفيه خانه به ميزان 10ميليارد ريال تأكيدكرد.لازم به ذكر است كه فاز اول اين پروژه 15 ميليارد ريال هزينه در برداشته است.
معاون عمراني استانداري در بازديد از راه تفت-سورمق گفت: اين طرح با 150 ميليارد ريال اعتبار از 60% پيشرفت فيزيكي برخوردار است. وي با تأكيد بر تسريع در ا مر گازرساني و نصب علمك در شهر تفت گفت: 70% كار انجام شده است.
مهندس نبوي زاده در بازديد از پيست اسكي سخويد ضمن تأكيد بر مشاركت بخش خصوصي از دستگاههاي اجراي استان خواست در جهت رفع مشكلات آن همكاري كنند.
وي ضمن بازديد از مجتمع گاو شيري گاريزات نيزگفت: در جهت رفع مشكل آب مورد نياز اين مجتمع ديماه جاري جلسه اي تشيل خواهد شد.
بازديد از شهرك گلخانه اي بخش نير و طرح تغذيه مصنوعي آب دره گاهان از ديگر برنامه هاي سفر معاون عمراني استانداري به شهرستان تفت بود.
* قابل ذکر اینکه علیرغم انتقال کمربندی جدید به نقطه دیگر شهرستان و هزینه کرد شهرداری در نورپردازی بزرگراه تفت ـیزد متاسفانه اداره پایانه ها حاضر نیست در آمد ۵ میلیون تومانی تبلیغات در ماه را به شهرداری تفویض کند و حتی از شهردارمان شکایت هم کرده اند؟
گذر از اعصار
بشر در طول تاريخ پر فراز و نشيب خود شاهد تحولات بنيادين در مناسبات اجتماعي اقتصادي و فرهنگي بوده كه اين تغييرات چالشهاي عظيمي را نيز به دنبال داشته است، مع الوصف انسان با درايت و انعطاف پذيري و بهره گيري از هوش سرشار خود توانسته تاكنون اين چالشها را تبديل به فرصتهاي استثنائي نموده و در سايه آن زمينه پيشرفت و ترقي را مهيا نمايد.
انديشمندان فعاليتهاي اقتصادي انسان از ابتداي خلقت تا كنون را در چهار عصر به ترتيب زير خلاصه نموده اند:1-عصر غار نشيني 2-عصر كشاورزي 3- عصر صنعت 4- عصر فرا صنعت،ارتباطات و اطلاعات
مقتضيات هر كدام از اين اعصار كه خود چندين قرن وحتي چندين هزار سال را شامل ميشود ، باعث شكل گيري فرهنگهاي خاصي گرديده كه ميتوان دوران فرهنگي را به تعريفي طبق همين دسته بندي ذكر شده تفكيك نمود.اما انسان هميشه در مقابل تغييرات مقاومت ميكند ،اگر اين تغييرات گسترده تر باشد بي شك مقاومتها نيز وسيع تر بروز ميكند ، اين مقاومتها گاهي به صورت انقلاب و زماني نيز به صورت ناهنجاريهاي اجتماعي خود را نشان ميدهد كه تغيير اعصار مختلف نيز از اين قاعده مستثني نبوده و نيست، هر چه اين تغييرات سريعتر انجام پذيرد بي شك تبعات آن نيز ميتواند بيشتر باشد.بهر صورت انسان دوران غار نشيني را پس از چندين هزار سال سكون با روندي بسيار كند و در چندين قرن با عصر كشاورزي جايگزين نمود. اين عصر با تغيير فرهنگ غار نشيني ، فرهنگ كشاورزي را براي مدتهاي مديدي فرهنگ غالب بشر قرار داد كه همچنان نيز ادامه دارد.اين عصر قرنهاي متمادي يكه تاز فعاليتهاي اقتصادي انسان بود تا اينكه اختراع ديگ بخار و به دنبال آن شكل گيري نظريات جدي در خصوص اقتصاد نوين بخصوص نظريه توليد انبوه آدام اسميت ،عصر جديدي رادر فعاليتهاي بشر پديد آورد كه از آن تحت عنوان عصر صنعت ياد ميكنند.گذر از عصر كشاورزي به صنعت نسبت به تغييردر دوران قبلي با سرعت بسيار بيشتري انجام گرفت و بدليل تغييرات ساختاري بسيار شگرف ، تبعات اجتماعي عظيمي را نيز به دنبال داشت. اما سرعت در تغيير و تحول و افزايش روز افزون دانش بشري در كنار احساس نياز به تكنولوژيهاي نوين باعث گرديد تا هنوز دوران صنعت در دنيا همه گير نشده شاهد شكل گيري عصر جديدي باشيم با عنوان عصر فرا صنعت،ارتباطات و اطلاعات. انسان اكنون با جهاني روبروست كه قسمت اعظم آن در دوران كشاورزي بوده و به تبع آن داراي فرهنگ كشاورزي ميباشد،بخش بزرگي از دنيا در عصر صنعت واقع شده و به دنبال آن داراي فرهنگ خاص اين دوران ميباشد و بخشي نيز پا به عرصه دوران فرا صنعتي نهاده ودر حال تجربه شكل گيري فرهنگ جديدي ميباشد.اين تنوع فرهنگي ارتباطي با مليت، قوميت،زبان،مذهب و منطقه خاص جغرافيايي نداشته بلكه حتي در محدوده يك كشور نيز ميتوان شاهد انواع فرهنگهاي مذكور بود ،چه آنكه در كشور عزيزمان ايران نيز شاهد فرهنگ كشاورزي در قسمت اعظم كشور و شكل گيري فرهنگ صنعتي درپاره اي از نقاط كشور ميباشيم .
تفاوتهاي گسترده ايندو عصر در صورتيكه عميقا" شناسايي نشوند ميتواند معضلات فراواني رادر تمام ابعاد جامعه به دنبال داشته باشد، به عنوان نمونه نقش عنصر زمان در ايندو فرهنگ است، در فرهنگ كشاورزي زمان بيشتر با واژههايي همچون صبح ، ظهر، عصر ، هنگام طلوع آفتاب ،هنگام غروب و ... بيان ميگردد،در حاليكه در فرهنگ صنعتي زمان بصورت ساعت همراه با دقيقه بيان ميشود . در آن فرهنگ طبيعت حرف اول و آخر را ميزند در حاليكه در اين فرهنگ سرمايه و برنامه ريزي ،در آن فرهنگ نرخ بالاي زاد و ولد يك ارزش است در حاليكه در اين فرهنگ يك ضد ارزش،در آن فرهنگ چند وظيفه اي بودن افراد كاملا" عادي است در حاليكه در اين فرهنگ بدليل گستردگي امور افراد تك وظيفه (شغل تخصصي) ميباشند ، در آن فرهنگ توليد مطرح است اما در اين فرهنگ توليد اقتصادي و دهها مورد ديگر كه از حوصله اين بحث خارج ميباشد. اما گذر از جامعه كشاورزي و ورود به جامعه صنعتي بدليل تغيير و تحولات سريع و عميق و به تبع آن مقاومتهاي وسيع جامعه (طبق اصل كلي جوامع همواره در مقابل تغييرات از خود مقاومت نشان ميدهند.)نياز به برنامه ريزي جامع و هدايت و آموزش صحيح و دقيق دارد. ذكر اين نكته نيز ضروري است كه پرداختن به جامعه صنعتي به معني فراموشي بخش كشاورزي به عنوان يكي از اركان توسعه نيست بلكه در عصر صنعت توليد كشاورزي نيز بصورت صنعتي انجام ميگيرد، علاوه بر آن صرف احداث چند واحد صنعتي در يك منطقه ،فرهنگ صنعتي حاكم نميگردد ، البته اين به معني بد بودن فرهنگ كشاورز ي و يا خوب بودن فرهنگ صنعتي نيست بلكه مقتضيات زماني ايجاب ميكند تا بسوي فرهنگ صنعتي و فرا صنعتي در چهارچوب از قبل طراحي شده و نه بصورت انفعالي گام برداريم ، چه بسياري از كشورها كه سالهاست در زمينه خاص صنعت در حال فعاليت ميباشند ، اما همچنان فرهنگ غالب آنها فرهنگ كشاورزي است، در منطقه خاور ميانه نيز علي رغم فعاليتهاي صنعتي در چند دهه اخير به دليل وجود منابع سرشار انرژي ،سياستهاي كشورهاي صنعتي ،عدم استقلال سياسي بسياري از كشورهاي منطقه،عدم وجود استراتژي جامع توسعه،پرداختن به مسائل روزمره و گرفتار شدن در ورطه حال، اقتصاد دولتي و... فرهنگ كشاورزي ،فرهنگ حاكم ميباشد.
در ايران اگر چه فرهنگ غالب همچنان فرهنگ كشاورزي است ، مع الوصف ترسيم چشم انداز بيست ساله و موارد مندرج در آن نشان دهنده همت متوليان در جهت سمت دهي به جامعه در رسيدن به فرهنگ صنعتي و فرا صنعتي است. تا قبل از دهه نود ميلادي تئوري حاكم در خصوص مراحل پيشرفت جوامع بر اساس عبور كامل از هر كدام از اعصار به ترتيب بود ، بدين مفهوم كه لزوم ورود به عصر فرا صنعتي به اعتبار مطالعات بسياري از انديشمندان طي كردن كامل عصر صنعتي است ، اما ظهور قدرتهاي اقتصادي كوچك بخصوص در جنوب شرق آسيا ، باعث شكل گيري تئوري جديدي گرديد كه بر اساس آن بدون طي كردن كامل دوران صنعت نيز ميتوان مستقيما" از عصر كشاورزي وارد عصر فرا صنعت گرديد. بهر صورت ترسيم چشم انداز بيست ساله ، برنامه هاي پنج ساله ، برنامه هاي ساليانه ، برنامه هاي آمايش سرزميني ، رفرمهاي اجتماعي صورت گرفته و ... نشانه هاي بسيار واضح و روشني از تحول بنيادين در فرهنگ جامعه است ، اما اگر بخواهيم تبعات منفي اين تغييرات را به حد اقل برسانيم ، بايد برنامه هاي فرهنگي جامعي نيز داشته باشيم ، صرف ايجاد ارزش افزوده بيشتر در توليدات نميتوان توقع توسعه يافتگي داشت بلكه علاوه بر بهبود مشخصه هاي اقتصادي ، ارتقائ فاكتورهاي اجتماعي و فرهنگي نيز بايد صورت گيرد تا توسعه را پذيرا باشيم. در اينجا نقش ، جايگاه و وظيفه مطبوعات نوشتاري و ديداري بخصوص راديو و تلويزيون ، مدارس ،دانشگاهها،مجالس سخنراني و حتي والدين و ساير نهادهاي اجتماعي بايد توسط برنامه ريزان كلان ترسيم و تبيين گردد تا ان شا ا... شاهد كمترين تبعات منفي اين گذار باشيم .
بهر طريق رشد اقتصادي در كشور حتي در پناه فرهنگ كشاورزي ايجادگرديده است ( بدليل مزيتهاي بسيار مناسب كشور) ، اما هنر مسئولان و همه آحاد جامعه در تبديل اين رشد اقتصادي به توسعه اقتصادي و يا به عبارت كلي تر پشت سر گذاشتن دوران كشاورزي و ورود به دوران صنعت و يا فرا صنعت با كمترين هزينه است .
جليل فلاح تفتي
|
|