|
تفتی تباران
|
||
|
وابسته به کانون تفکر تفت و توسعه |

وهمچنین قدمگاه محله گرمسیر، سند این واقعه تاریخی وپر افتخار است.
جای آن دارد که آستین های همت اهالی شهرستان وبویژه هیئت ها ،بالا زده شود وبرای این مناسبت برنامه ای شایسته را به اجرا آورند.
به امید اینکه شما هم سهم خود را در تجلیل این روز عزیز بجای آورید
در این ارتباط ودر جهت تنویر اذهان همگی مبنی براثبات این تشریف فرمائی که سیر حرکت و حضور قطعی ومبارک آن امام را در شهر تفت نیز اثبات میکند،مطلبی بنقل از سایت امام رضا(ع) تقدیم حضورتان میشود...
.
وحیف بود که در زمان معرفی همتباران تفتی از وی که شخصیتی چند بعدی ومطرح در زمینه های ادبی، تاریخی ودینی است ،یادی نکنیم.
وچه مستند خوبی در باب ضرورت بازنگری در افکار وبرخوردهای سلبی برخی در تفت است،این ذکر خاطره وی که در ۳۳ سالگی اش وبازگشتش از حوزه علمیه نجف اشرف وامامت مسجد تفت ، چگونه در معرض بغض وحسادت یک رقیب قرار گرفته است و گریزان از باران تهمت وخدعه از دین گریزان شده و بقول خودش ( ... دستار از سر برافکندم و ريش خود را از بن برکندم و به جهانگردي پرداختم . چون محرم اسرار شدم و مقام عالي يافته بودم رئيس المبلغين شدم ) وی با هو شدن وتخریب شخصیت شاید به اکراه واضطرار به آئینی میگراید (فرقه بهائیت) که هیچگاه ذاتا آنرا قبول نداشته ودر زمان بازگشت به آغوش اسلام اینچنین پنبه آن فرقه خرافی را میزند.
شخصیت منحصر بفرد وی چه از جهت تبار عالمانه اش و چه از جهت تلاش ها وکوشش هایش برای یافتن حقیقت،ضربه خوردن ها از دوست ودشمن ودنیاگردی وسیاحت علمی اش از این همتبار تفتی شخصیتی ساخته است که میتواند سرفصل همایش ها وگنگره های علمی این شخصیت باشد. اما آیا تفت این ظرفیت عالی را کسب کرده است که حتی قبل از توانستن ،بخواهد چنین تجلیل ونقادی عالمانه ای داشته باشد؟
چقدر خوبست که فیلم سازان تفتی نظیر آقای حسین احمدی تفتی یا آقای شجاعی وسایرین ، آستین همت بالا زنند ودر باب این شخصیت جالب وچند وجهی که سیر نقادانه دینی وهویتی داشته است،از تفت تا فرنگ ورجعت اعتقادی وی، فیلمی شایسته بسازند.
قطعا مطالعه مستندات اینترنتی ذیل شما را نیز در این زمینه مجاب مینماید که در تفت کارهای نشده وبرزمین مانده ،زیاد است. وگوئی انتظار من هم در این رابطه زیاد![]()
بگذاریم وبگذریم...
ما نیز ضمن تشکر از دغدغه خوب این همتبار وتوجه وتعصب وی نسبت به شهرستان این خلاصه مقاله را جهت استحضار تان منتشر میکنیم.
*امید است که به کمک این عزیز ودیگر نخبگان حوزه جامعه شناسی نظیر آقایان محمد حسین احمدی وعلی اصغر وارسته ،کاری پژوهشی وعمیق پیرامون ساختار اجتماعی وفکری شهرستان تفت وراهکارهای توسعه اجتماعی بمنظور برون رفت از تنگناهای موجود وتوسعه مشارکت عامه در امورات شهرستان صورت پذیرد. کانون تفکر تفت وتوسعه به سهم خود آمادگی دارد تا در این امر خدا پسندانه همکاری نماید.
*درج این مقاله وبخصوص نظرات این عزیز در ذیل مقاله، الزاما،بمنزله تائید همه موارد مطروحه نیست.مطلب دیگر اینکه ایشان در مبحث تحلیل وضعیت به شهر تفت پرداخته اند ولکن در قسمت استنتاج ،این تحلیل را برای کل شهرستان (روستاها و...)بکار برده اند که جای بررسی دارد.
جايگاه شهر تفت در تقسيمات كشوري:
از سال 1355 كه شهرستان يزد با مركزيت شهريزد به استان تبديل شد و در تقسيمات كشوري از استان اصفهان جدا شد، شهر تفت در زمرة يكي از 9 نقطة شهري استان يزد قرار گرفت، كهاين 9 نقطه در حوزة چهار شهرستان يزد، تفت، اردكان و بافق قرار گرفتند. تفت يكي از دو بخش شهرستان تفت ميباشد. بخش مركزي و بخش نير، كه تفت در محدودة بخش مركزياين شهرستان واقع شده است و از لحاظ بعد مسافت در 20 كيلومتري شهر يزد، مركز استان يزد قرار دارد. البته لازم به ذكر است كه در سال 1345 كه يزد به عنوان شهرستان بخشي از استان اصفهان قلم داد ميشد، شهر تفت يكي از چند شهر مهم شهرستان يزد به شمار ميآمد. امروزه شهر تفت يكي از 19 شهر واقع در استان يزد ميباشد. موقعيت خاصاين منطقهايجاب ميكرد كه نسبت به عمران و آبادياين منطقه اقداماتي ثمر بخشي صورت گيرد، لذا از زمانهاي قديم تصميم گرفته شد كه از طريق شهرداري نسبت به تأمين رفاه ساكنان محل اقدام شود. بنابراين وزارت كشور بنا به تقاضاي اهالي محل و پيشنهاد بخشداري تفت در سال 1330 با تأسيس شهرداري تفت موافقت كرد و دستور انتخاب مذكور در سال 1331 انجام گرفت. ولياين سازمان، پس از مدت كوتاهي تعطيل شد و نهايتاً فعاليت خود را از سال 1340 دوباره از سرگرفت...
قدمگاههای اسلامیه(فراشا) وگرمسیر هنوز هم که هنوز است مرجع دلهای غبار گرفته ای است که برای تطهیر وتبرک بر آستانش سر میسایند.
اما حدیث قدمگاه اسلامیه بادیگر قدمگاهها، نظیرقدمگاه گرمسیر ، متفاوت است. چرا که به همت اهالی خوب آن دیار هیچگاه این مرجع مبارک از سکه واقبال نیفتاده است.

در اینجا ضمن تقدیم تحلیلی در مورد روستای فراشا یا خورشه و یا اسلامیه بقلم استاد تاریخ نگار تفت ،جناب دهقانیان عزیز به شما عزیزان همتبار ، از همه آنها که دل در گروه ولایت علی(ع) وخاندان با عظمت اش دارند ، میخواهیم که برگزاری یک برنامه ولایتمدار را در قدمگاه گرمسیر ،بمنظور معرفی بهتر این اثر جاوید ،وجهه همت خویش سازند. قطعا مجاورین این اثر ماندگار یعنی مردم خوب محله گرمسیر ، برای این خدمت شایسته اولا هستند...
مناسب دیده شد که اجمالا در مورد این آرشیو موضوعی توضیحاتی بشرح ذیل داده شود.
*برخی از شهرستانها دارای وبلاگ تخصصی در زمینه تعزیه میباشد که انشا الله دوستان تعزیه خوان تفتی هم در این خصوص همت کنند.
امید است که از هم اکنون مسئولین شهرستان در خصوص برگزاری بهتر مراسمات محرم تفت که به ثبت تاریخی ملی رسیده است ،برنامه های منظمی را با همکاری هیئت ها واز جمله هیئت تعزیه شهرستان ، طراحی کنند.
*برای اطلاع بیشتر به این آدرس مراجعه فرمائید:
آیا تفت هم باغشهر محسوب میشود؟ چه فوایدی بر حفظ آن مترتب است ؟ واگر چنین است چگونه باید در حفظ آن مشارکت کرد؟

این بحثی است که برای چندین بار در جلسات هفتگی کانون تفکر تفت وتوسعه به بحث گذاشته شده واین مباحث ادامه دارد. البته بگویم که این ایده ضمن داشتن طرفداران پروپاقرص بعضا مخالفینی هم دارد که دغدغه های کارشناسی خود را مطرح میکنند.
به گزارش خبر گزاریها این دارکوب در منطقه عبد الله شواز با سوراخ کردن کابل مخابراتی باعث قطعی ارتباطات شده است. بعد از اون جریان بزرگترین قبض برق یا آب کشور ، این خبر تفت را دوباره روی آنتن ها ببرد که از این بی خبری وبی حالی در بیائیم. فلذا مانیز از این دارکوب تفتی تشکر میکنیم.![]()
البته تا کنون از اهداف واغراض این دارکوب در چنین اقدام خرابکارنه ای گزارشی به دست ما نرسیده است. صاحب نظران تا کنون دودیدگاه را در این خصوص مطرح کرده اند .دیدگاه رسمی بر این امر مترتب است که این زبان بسته از تشنگی وخشک شدن چشمه ها به تصور اینکه در این کابل فیبر نوری، آب جریان دارد به سوراخ کردن آن مبادرت کرده وبرخی نیز معتقدند که این اقدام در جهت اعلام حمایت از محیط زیست منطقه بوده وامیدوارند که دست مجریان برخی از طرحهای اقتصادی که از طبقه از ما بهتران هستند به این زبون بسته همتبار نرسد.
نکته قابل ملاحظه دیگر اینکه چنین اتفاقی سابقا در شهرستان خاتم رخ داده است فلذا کارشناسان امر مشغول بررسی ارتباط این دو واقعه با همدیگر هستند که احتمال مهاجر بودن این خرابکار را افزایش میدهد.
این موسسه مامن بی پناهان وافراد سالخورده ای است که از حمایت بستگان برخوردار نیستند ویا کمتر برخوردارند. همچنین پذیرای افراد معلول میباشد. خوبست که گاهی در مسیر یزد به تفت در کنار این موسسه توقف کنیم ودیداری با محببین شبهای مولا علی (ع)داشته باشیم.هرچند که میدانم در خیلی از برنامه ها افراد خیرمند واطعام دهنده بخشی از غذای طبخ شده در مراسمات را به این محل میبرند وغیرت وعزت تفتی شان به نمایش میگذارند.چقدر ارزشمند است که این افراد سالخورده در برنامه های عمومی شهرستان مثل اعیاد یا محرم به شهرمان دعوتشان کنیم ومیزبان قدومشان باشیم.
برای معرفی بیشتر این موسسه به این سایت مراجعه فرمائید.

راستی چرا از کنار چنین دستآورد بزرگی به سادگی گذشتیم؟
چرا این کار ارزنده موج ایجاد نکرد؟چرا بقول آقای دهقانیان فرهنگ تشکل وتشکر در تفت کمرنگ است؟
هنوزهم دیر نشده است. بیائیم در یک مناسبت خوب مثل جشن اعیاد دینی در حسینیه شاهولی وبا حضور هیئت های مذهبی شهرستان این دستاورد را جشن بگیریم و از خادمان دلسوز تفت تشکر کنیم.
خوبست که از حالا بفکر انتشار تمبر یادبود این واقعه مهم وهمچنین تهیه نمادهای مربوطه جهت اهداء به خادمان این آئین عاشورائی باشیم..موافقید؟
روستای اسلاميه در دره ای عريض در 30 کيلومتری جنوب غربی مرکز استان و 10 کيلومتری مرکز شهرستان تفت در دامنه شمالی شيرکوه و در مجاورت کوه معروف عقاب کوه به صورت روستايی خطی در امتداد محور يزد – شيراز در طول 45 و31 و عرض 30 و 7 و 54 واقع گرديده است. متوسط ارتفاع آن از سطح دريا 1700 متر و عمق آبهای زير زمينی آن 40 متر می باشد .این روستا تابع دهستان پیشکوه از بخش مرکزی است. نام اصلی وقدیمی روستا فراشاه بوده است که در تلفظ محلی به آن خراشه یا فراشه می گویند.
اين روستا از قديم الايام تا به حال به عنوان يک قطب تجاری که بيشترين خدمات رفاهی به مسافرين و رهگذران ارائه می دهد مطرح بوده ( وجود آسيابهای آبی فراوان و برج چيل شاهدی بر اين مدعا است ) و روز به روز بر واحد های خدماتی و تجاری آن افزوده شده و هم اکنون به عنوان يک قطب تجاری شهرستان تفت در خدمت شهروندان و مسافرين به صورت شبانه روزی ارائه خدمات می نمايد و همين انگيزه باعث گرديده که ساکنين روستا کمتر مهاجرت نمايند و يکی از روستاهای زنده و مهاجر پذير شهرستان می باشد .
روستای اسلاميه يکی از روستاهای نمونه شهرستان می باشد که خدمات ارزنده ای را به انقلاب اسلامی داشته و دارد و تعداد زياد شهداء ، جانبازان ، آزادگان ، رزمندگان و بسيجيان نمونه ای بارز از آن می باشد .
*آب و هوا
مقدار متوسط بارندگی ساليانه منطقه بر اساس آمار ايستگاه های هوا شناسی تفت و اسلاميه 133.3 ميليمتر که بيشترين ميزان بارندگی در فصول پاييز و زمستان می باشد . دوره خشکی هوا حدود شش ماه که از اوايل خرداد ماه تا اواخر آبان ماه طول می کشد و در فصل زمستان دارای يخبندان می باشد. بر اساس مطالعات انجام گرفته مربوط به حوزه پيشکوه تفت حداکثر دمای مطلق منطقه 37.5 درجه سانتی گراد در تير ماه و حد اقل دمای مطلق منطقه 16.5 درجه سانتيگراد زير صفر در بهمن ماه می باشد .
اقليم منطقه (BSH ) آب و هوای خشک و نيمه خشک با اقليم نيمه بيابانی.
جهت وزش باد غالب منطقه در طول سال شمال غربی و دارای فراوانی 12.2 در صد می باشد و حد اکثر سرعت باد 74 کيلومتر در ساعت می باشد .که وجود چند تپه شنهای روان نمايانگر باد خيز بودن منطقه می باشد .
شاید توضیح آن مفید باشد:
نگاهي به نوروز
نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن میتواند ساعتها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست ، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.
پیشینه نوروز
در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند.
روشن کردن آتش هنگام عصر یکی دیگر از رسومی بود که بین مردم در نوروز عمومیت داشت. ریشه مراسم روشن کردن آتش توسط ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال نیز به همین عمل ایرانیان باستان بازمی گردد. ایرانیان باستان به آتش احترام میگذاشتند. آن زمان عقیده بر این بود که آتش موجب تصفیه هوا میشود.
در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده میشود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوهترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.
از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سين است.نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پارهای در دگرگشتهای زمانه از بین رفتهاند. از رسمهای بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است.
خانه تکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.چنان زوایای خانه را میروبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی میشود.پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
کاری که پس از شکل گیری روشهای جدید ارتباطی مانند نامهنگاری، یا شکل جدیدتر آن نامههای الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده میکنند.
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... میروند.روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا میرسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر میزنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت میشمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.
از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست میآید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر میروند و دیگران را به شام و ناهار دعوت میکنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد میروند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز میگردند.
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است.تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...
این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند و سورسات نوروزی خود را جور میکردند.تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بوده است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
|
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی |
|
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی |
آنچه بر خوان نوروز جاي مي گرفت
كلام نوراني خالق بهار وزيبائي زينت بخش سفره هاي نوروز است.ايرانيان با استعانت از درگاه احديت براي سلامتي وموفقيت درسال جديد دعامي كنند.
هفت سين يا هفت چين
در اينكه بر خوان نوروزي، هفت چين، هفت شين يا هفت سين مي چينند، گفتار زياد است. در واقع آنچه بر خوان نوروزي چيده مي شود، بيش از هفت چيز است، و حرف نخستين برخي نيز “س” نمي باشد. شاعر ي ميسرايد:
روز نوروز در زمان كيان مي نهادند مردم ايران
شير و شهد و شراب و شكر ناب شمع وشمشاد و شاهد اندر خوان
سبزة نورس
در زمان هاي پيشين، سبزه را گاه به شمار هفت وگاه به شمار دوازده كه شمار دوازده ماه باشد، پيش از نوروز در قاب هاي گرانبهايي سبز مي كردند. مي گويند امروزه از سبزة نورس اين هفت يا دوازده ظرف براي پختن سمنو استفاده مي كنند. در كاخ پادشاهان ساساني، دوازده ستون از خشت خام برپا مي كردند و بر هر يك، يكي از غلات را مي كاشتند و خوب روييدن هر يك از آن ها را به فال نيك مي گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در آن سال پربار خواهد شد. اين دانه ها عبارت بودند از: گندم، جو، ارزن، برنج، لوبيا، عدس، باقلا، نخود و كنجد.
امروزه نيز سبزة نورس را بر خوان هفت سين مي گذارند. در برخي از شهرهاي ايران، كوزه نيز سبز مي كنند. يعني كوزه هاي تازه را با پارچة نازك آغشته به سريشم طبيعي مي پوشانند و روي آن دانه هاي ريزي مانند: دانه هاي خاكشير، سياهدانه، اسفند و كنجد آغشته به لعاب سريشم مي مالند. توي كوزه ها را پر آب مي كنند. زماني هم كه دانه ها سبز شدند، روي سبزه را خال هاي رنگي مي زنند تا زيباتر جلوه كنند.
ابوريحان بيروني مي نويسد: «اين رسم در ايران پايدار ماند كه روز نوروز، در كنار خانه، هفت صنف از غلات در هفت استوانه بكارند و از روييدن اين غلات به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند.»
كوزة آب
كوزة آب تزيين شده، كه توسط دختران نوجوان از چشمه سارها پر شده بود، بر سر خوان نهاده مي شد. امروزه، جاي اين كوزه را، تنگ هاي كوچك گرفته است
نان نمادي از بركت است. در دورة ساسانيان، كرده نان هايي به اندازة يك كف دست مي پختند و بر سر خوان نوروزي مي گذاشتند .
در دو سوي آتشدان يا آيينه ، دو شمعدان زيبا جاي داده مي شدند. شمع ها را پيش از آغاز سال نو مي افروختند. شمع افروخته، نشاني از دنياي روشنايي و فروغ بي پايان است. امروزه نيز در برخي از خانواده ها، اين رسم شمع افروختن درلحظة تحويل سال، معمول است. شمع ها را به شمار افراد خانواده مي افروزند و شگون نيك مي دانند اگركه، اين شمع ها تا آخر بسوزند.
تخم مرغ
تخم مرغ بن-ماية خوان نوروزي است. امروزه تخم مرغ ها را سفت مي پزند و رنگ مي كنند تا با آن ها سفرة هفت سين را رنگينتر كنند. تخم مرغ نمادي از نطفة باروري است، كه بزودي جان مي گيرد و زندگي آغاز مي كند. در برخي از شهرها و روستا ها، يكي از تخم مرغ ها را بر روي آيينه مي گذارند. آنان بر اين باورند كه به هنگام تحويل سال، وقتي كه – گاو نگهدارندة زمين، كه زايش سال را عهده دار است، كرة زمين را از شاخي به شاخ ديگر منتقل مي كند – تخم مرغ روي آيينه تكان مي خورد و از اين راه مردم متوجه تحويل سال مي شوند. اين گونه داستان ها ريشه در اسطوره هاي باستاني دارند. در استورة ايراني، گاو نماد فصل زمستان و شير نماد تابستان است. روي ديواره هاي پلكان هاي كاخ آپادانا در تخت جمشيد، سنگنقشي را مي بينيم كه ستيز گاو را با شير نشان مي دهد. اين نقش نيز نمادي از اين استوره است كه در آن زمان سال را داراي دو فصل مي انگاشتند و در آغاز هر فصلي نيز جشني برپا مي داشتند.
آينه يكي از ابزارهايي است كه در زندگي انسان ايراني، از كهن روزگاران تا كنون، نقشي واقعي و هم نمادين بازي كرده است. انسان در آن لحظه كه به آيينه مي نگرد و نقش خود را در آن مي بيند، ممكن است به دو وضعيت بينديشد: چگونه مي نمايم؟ ویا چگونه بهتر است باشم؟ نخست، نمايي موجود را مي بيند، شايد آن را مي پسندد و بدان وضع ظاهري كه دارد ، ادامه مي دهد. يا آنچه را كه مي بيند، مي خواهد دگرگون كند...؛ بهتر كند. و اين يك آغاز و يك نوزايي است. براي همين است كه روي خوان نوروز يك آيينه، شاهد دگرگوني و لحظة نوزايي سال است. همينگونه، آينه يكي ازچيدني هاي لازم براي خوان عروسي و پيمان بندي به شمار مي رود. يا اگر شخصي، خانه اي نو خريداري يا دريافت كند، يك آينه و يك كتاب ديني، جزو نخستين اشيايي هستند كه بايد در آن خانه جاي بگيرند. پيدايش آينه در ايران، كه از فلزات صيقل داده شده (مس و …) ساخته مي شد، پيشينة چند هزار ساله دارد. نمونه هايي از اين نوع آينه ها را، كه از كاوش هاي باستان شناسي به دست آمده اند، در موزه هاي ايران می توان بازدید کرد.
براي پختن سمنو، دانه هاي گندم تازه جوانه زده را كه براي نوروز رويانيده اند، مي كوبند و مي پزند. سمنو، گذشته از شيريني طبيعي كه دارد، نيروبخش هم است. اين نخستين خوراك و فرآورده اي است كه در آغاز سال نو فراهم ميگردد. در رابطه با پختن اين خوراكي نيز افسانه ها و باورهايي در بين خانواده ها وجود دارد، كه مانند هر باوري ديگر، به شخص باوركننده مربوط مي شود .
سنجد يكي از ميوه هايي است كه در سفرة هفت سين امروزي، به دليل داشتن حرف “س” در ابتداي نامش، جاي مي گيرد. سنجد ميوه اي است كه از زمان هاي پيشين، به جهت بوي برگ و شكوفه اش، شناخته شده بود. مي گويند، بوي برگ و شكوفة سنجد، ماية انگيزش عشق و دلباختگي است.
ماهي، نماد ماه اسفند است. به هنگام نوروز، برج (بورگ- فارسي) اسفند (حوت- عربي) به برج فروردين (حمل- عربي) تحويل مي گردد. ماهي را به عنوان نمادي از آخرين ماهِ سالي كه در حال سپري شدن است، در سفره جاي مي دهند. ولي ماهي، از جهات ديگري نيز، راه و جايي در زندگي انسان ها دارد. ماهي خوراكي سالم و خوشمزه است. نوشتارها و گفتارهاي افسانه اي بيشماري دربارة اين حيوان وجود دارند كه همه حكايت از حضور آن، در ادبيات و فلكلور ملت ها و كتاب هاي ديني مي كنند. ماهي يكي ديگر از نمادهاي قلمرو باور و انديشة "ايزدبانوي آب ها و درياها" مي باشد و بدينگونه به اسطوره هاي ایراني راه يافته است.
سيب يكي از ميوه هاي بهشتي به شمار مي رود. روستاييان آن را در خم هاي ويژه اي نگاهداري مي كنند تا به رسم ارمغان، به دوستان و آشنايان خود، براي جاي دادن در خوان نوروزي بدهند. در داستان هاي ايراني، سيب با زايش مناسبت دارد و بيشتر درويشان، سيبي را، براي هديه دادن، به دو نيم مي كنند تا نيمي از آن را همسر و نيم ديگر را شوي بخورد. اين كار شگون نيك براي جلوگيري از نازايي مي باشد.
امروزه، سير و سماق و سكه و سركه نيز بر خوان نوروزي افزوده اند و براي هريك از اين ها نيز، به درستي و تناسب، دليلي انديشيده اند. پاية بنيادين انديشة نمادسازي و نمادگزيني از كهن روزگاران، دفع نيروهاي زيانزا (اهريمني) و جلب و جذب نيروهاي نيكنهاد (امشاسپند) و فراواني نعمت بوده است. بر اين اساس، هر شخصي با هر باوري، نه تنها در نوروز بلكه هر روز و در هر شرايطي، مي كوشد از راه هاي غيرعادي يا بنا به گفتة برخي خارق العاده، در روال منطقي و جاري كارهاي روزانه دگرگوني دلخواه خود را بوجود آورد و با جلب يا دفع خواسته اي، در مسير عادي كار ، به سود خود دخالت كند. اين شيوه ها را در همه جاي گيتي و در بين همة گروه هاي اجتماعي و بين گروندگان هر دين و باوري مي توان سراغ گرفت.
منبع:اينترنت-محمدرضاحداديان
محله باغ خندان تفت از جمله مناطق زرتشتی نشينی است که بافت قديمی خود را همچنان حفظ کرده است. مراسم پيشواز فروهرها ومراسم جشن نوروز در اين روستا با قاسم آباد تفاوت دارد.
اگرچه آتش افروزی بر بام خانه ها ی اين محل در روز نوروز اجرا نمی شود، اما برگزاری مراسم پنجه کوچک و پنجه بزرگ که از ده روز قبل از نوروز آغاز می شود، معمول است.
روزهای پنجه بر اساس اندرزهای دينی از يک سو زمان بازگشت فروهر درگذشتگان برای ديدار از بستگان خويش است ، از سوی ديگر بر پايه منابع اساطيری و باورهای مردمی، آفرينش انسان در روز اورمزد يعنی اولين روز سال نو به پايان می رسد.
در اين روزها دربسياری از خانه های زرتشتی مراسم گهنبار، يک نوع مراسم آيينی که شبيه خيرات است انجام می شود. در گهنبار موبدان آجيل خشک يا لرک و هفت ميوه را با خواندن اوستا تقديس و سپس بين مردم تقسيم می کنند.
|
|
|
|
بدرقه نياکان با نيايش در برابر آتش مقدس در سپيده دم نوروز |
در روزهای پنجه و نوروز، زرتشتيان تفت در جلوی خانه های خود گل سفيد می پاشند که به معنی باز بودن در خانه به روی مهمان است. اين سنت در کشورهای آسيای ميانه به اين صورت باقی مانده که در روزهای پيش از نوروز کنده درختان را سفيد می کنند.
در مراسم "ميله گل سرخ" در مزار شريف، هفت ميوه خشک در آب ريخته می شود ودر روز نوروز بر سفره نوروزی قرار داده مي شود.
بوی خوش و تميزکردن خانه از ديگر سنت هايی است که برای استقبال از اجداد و نياکان در ايام پنجه به آن توجه شده است. آنطور که رستم کاووسيان می گويد، خانه و کاشانه کثيف باعث آزردگی روان فروهر درگذشتگان می شود:
"ما زرتشتيان به اورمزد و فروردين ماه که جشن تازه شدن طبيعت است بسيار اهميت می دهيم و آن را بسيار نيکو می شماريم. در پيشاپيش آن خانه تکانی هائی انجام می دهيم و معتقديم تمام زندگی ما بايد پاک باشد. در شب عيد حتما خانه تکانی بايد انجام شود و اگر کينه و عداوتی داريم بايد حل کنيم."
ماهدخت فروهر:
"ما اسفند و کندر می کنيم، تا بوی خوش بيايد و وقتی فرشته و ملائکه می يايند و اجدادمان به خانه سرمی زنند، تميز و پاک باشد و ما را دعا کنند و نه اينکه از کثافت ما را نفرين کنند."
در آخرين روز پنجه بزرگ مراسم دينی پيش از نوروز به پايان می رسد. فرارسيدن بهار و آغاز سال نو برای زرتشتيان همانند همه ايرانيان، جشن رستاخيز طبيعت و لحظه فرا رسيدن شادی است. پس از تحويل سال، زن خانه آينه و گلاب پاش را بر می دارد و به اعضای خانواده تبريک و شادباش می گويد.
عيد ديدنی ساکنين باغ خندان در اولين روز از سال نو به شکلی خاص انجام می شود. در آغاز آنها دسته جمعی به درب مهر محل زندگی خود می روند و در کنار آتش ، به نيايش و اوستا خوانی می پردازند. پس از آن ديداردسته جمعی از خانه ها آغاز می شود.
|
|
|
|
'خوان نوروزی' برای تازه در گذشته در روز 'نوعيد' |
اولين ديدار نوروزی از خانواده ای شروع می شود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. اين مراسم که نو عيد ناميده می شود، در سکوت برگزار می گردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن می نشينند، عکس درگذشته معمولا در کنار سبزه نوروزی قرار دارد. پرويز ورجاوند پژوهشگر فرهنگ زرتشتيان می گويد مراسم نو عيد حضور نمادين شخص درگذشته در مراسم نوروزی است:
"بازديد از خانه کسی که در گذشته ای دارد برای سوگواری نيست. همانطور که در تصوف ايرانی مسند شيخ يا پير را حتی اگر خودش حضور ندارد انداخته می شود و هميشه احساس حضور آن پير در جمع وجود دارد، در مراسم نوروزی هم وقتی يک نفر از خانواده ای درگذشت، به ديدن او می رويم يعنی او روحأ حضور دارد و چون درگذشته و بازگشته، مهمان عزيز ما است. ابتدا به خانه او و برای ديدنی او می رويم؛ نه بخاطر سوگواری و تسلی بازماندگان، بلکه حضور او را همان ادامه زندگی قبلی او می دانيم."
پس از برگزاری مراسم نوعيد، زرتشتيان با شادی و پايکوبی و نواختن ساز ضربی دايره مانند مخصوص خود که آنرا عربانه می نامند، به ديد و بازديد خويشان و آشنايان می روند.
ميزبان که پيشاپيش ميز نوروزی را با شيرينی های مخصوص و شربت و چای برای پذيرايی آماده کرده است، در ابتدا برای مهمانان خود آينه و گلاب می گيرد. سپس پذيرايی با خوردن نقل آغاز می شود و همزمان ساز و آواز و پايکوبی ادامه می يابد.
يکی از شيرينی های مخصوصی که زرتشتيان حتما بر خوان نوروزی خود می گذارند کماج است. کماج شيرينی کيک مانندی است که به شيوه سنتی تهيه می شود. ماهدخت فروهر آن را از مهمترين شيرينی های لازم برای اين روزها می داند:
"کماج نوروزی ازآرد گندم، قدری گلاب،هل و دارچين،تخم مرغ و شکردرست می شود. اينها را با هم قاطی می کنيم، بعد روغن را در کماجدان داغ می کنيم و خمير را درآن می ريزيم و مغز پسته و بادام و گردو و کنجد روی آن می ريزيم. اين کماج شيرين و کماج نوروزی، يک رسم قديمي ست. نان هم می پزيم، اما در هر خانه ای اگر نان هم نپزند، پخت کماج برايشان واجب است. دم سال تحويل کماج بايد باشد."
خوان نوروزی زرتشتيان در طول تاريخ تغيير کرده است. گذاشتن اوستا و تصوير زرتشت بر سفره نوروزی اهالی باغ خندان، از تفاوت های عمده آن با سفره هفت سين ديگر اقوام ايرانی است. پرويز ورجاوند اين سفره را در ارتباط با خوان مقدسی می داند که در ايران قديم "ميزد" ناميده می شده و کلمه ميز به فارسی امروز از آن گرفته شده است. برای او تقدس نوروز در عدد هفت و لحظه تغيير سال است.
"هفت سين در واقع در مرحله اول مِيزدی هست که در زمان خاص گسترده می شود، و فاميل دور آن جمع می شوند تا برکت لحظه مقدس و گردش سال را دريافت کنند. هفت علامت از هفت امشاسپند بر سفره گذاشته می شود که اين علامت ها در طول زمان تغيير کرده است. زمانی هفت چين يعنی هفت ميوه ای که می چيدند بوده است و يا هفت شين يعنی شير، شکر ، شايه- سبزه ای که سبز می کنند را فارسی به آن شايه می گويند و شمشاد و البته شرابی را که بر سر خوان نوروزی هست. اين شراب ها را اکثرا در جام رودين می خورند که اسم درگذشته ای در آن حک شده است و وقتی می خورند يادی از آن شخص می کنند."
|
| |
ديد و بارديد های نوروزی زرتشتيان در روزهای نوروز به روستاها و شهر های دورتر ادامه می يابد. اما روز ششم فروردين يکی از مهمترين روزهای مذهبی آنان و روز تولد زرتشت و يا بقولی نوروز بزرگ است. زرتشتيان اين روز را با گرد همائی های گسترده وبرنامه های سخنرانی و هنری درهر منطقه جشن می گيرند.
در اين روز بسياری از زرتشتيانی که سالها از زادگاه خود دور بوده اند به شهر و ديار خود بازگشته و در اين جشن شرکت می کنند. جوانان با اجرای شعر و سرود و نمايشنامه های مذهبی - سنتی در تهيه و تدارک اين جشن نقش مهمی ايفا می کنند.
بنظر می رسد که جشن سيزده همين روز فروردين و يا سيزده بدر ارتباطی با باورهای آيينی زرتشتيان ندارد. امروز زرتشتيان تفت نيز مانند ديگر ايرانيان اين روز را در طبيعت به سر می برند. ماهدخت فروهر می گويد که زرتشتيان گاهی نيز در اين روز آشی به نام آش پس پائی نوروز می پزند.
کامران فروهر معتقد است که سيزده نوروز بين زرتشتيان تفت نه تنها نحس نيست بلکه آنرا روزی عزيز و مبارک می دانند:
"روز سيزده بدر را روز، ‹تيشته ريزد› يا روز تير می گويند. اين روز فرشته باران است و برای ما خيلی عزيز است. اين روز را کار نمی کنيم و به باغ و صحرا می رويم...ما سيزده را نحس نمی دانيم، آن را عزيز می دانيم."
اما دکتر کتا يون مزدا پورمی گويد که اعتقاد به نحسيت و ناخجسته بودن سيزده نوروز در بين زرتشتيان نيز وجود داشته و ريشه تاريخی دارد. او اضافه می کند:
"سابقه سيزده بدر را تا بابل می توانيم دنبال کنيم که دوازده روز را جشن می گرفتند به نشان دوازده ماه سال و روز سيزدهم در حقيقت پايان جشن بوده که روز آشفتگی و به هم ريختن همه چيز هست و جشن تمام می شود. عدد سيزده نحس است و کلا همان است که در جامعه اکثريت ايران هم وجود دارد."
اگر چه زرتشتيان درحفظ وتداوم برگزاری مراسم نوروز نقش مهمی داشته اند اما در اوستا، به نوروز و آئين های نوروزی اشاره ای نشده است. از اين رو می توان گفت که نوروز قدمتی بيش از دين زرتشت دارد چنانکه دکتر کتايون مزداپور می گويد:
"به نظرم قديمی ترين جائی که اسم از نوروز آمده کتاب نيرگستان است که البته هم پهلوی است و مقداری هم اوستا دارد اما در خود اوستا اسم نوروز نيامده ولی فروهر ها که با نوروز ارتباط دارند، يک يشت فروردين يشت فروهر هاست."
|
|
|
|
گهنبار خوانی موبدان در ششم فروردين، روز تولد زرتشت |
جشن نوروز قاعدتأ بايد دارای دو ريشه متفاوت باشد. يکی آنچه در اين سرزمين از هزاره های دوم و سوم قبل از ميلاد، جشن بهاری منطقه بوده است. يعنی جشنی به نام "عيد اکی تو" که در هزار دوم قبل از ميلاد در بين النهرين جشن گرفته می شده است وآثاری از برگزاری اين جشن به شکل مکتوب به جا مانده است. ولی به نظر می رسد در سرزمين ايران احتمالأ در‹سيلک کاشان› نيزاين مراسم وجود داشته است و منطقأ اين طور به نظر می رسد که اين مراسم در اين منطقه نيز وجود داشته است. بعدأ اجداد هند و اروپائی ما، آداب نياکان و در حقيقت بزرگداشت ارواح نياکان را با خود به اين منطقه آوردند."
جشن نوروز زرتشتيان چون نوروز ديگر مناطق ايران در طول تاريخ همواره دست خوش تغييرو تحول بوده است. امروزه در تفت مراسم چهارشنبه سوری که به نظر نمی رسد جزو آداب محلی باشد، برگزار می شود. از سوی ديگر مردم می گويند که بعضی از سنن آنان چون نوروز خوانی از بين رفته است. سنتی که در بعضی مناطق مثلا در کوههای البرز و در اطراف گرگان هنوز يافت می شود.
نوروزخوانی تنها سنتی نيست که در بين زرتشتيان و ديگر ايرانی ها مشترک است. بسياری از آداب نوروزی که در بين زرتشتيان اين يا آن روستا وجود دارد به شکلی تغيير يافته در حوزه جغرافيايی نوروز که از شرق عراق تا غرب هند و از خليج فارس تا قزاقستان و گرجستان گسترده است، يافت می شود. کورش نيکنام پژوهشگر آداب و رسوم زرتشتيان باور به بازگشت فروهر نياکان در روزهای نوروز را با رفتن به گورستان در اين ايام مقايسه می کند. سنتی که در تاجيکستان و آذربايجان تا امروز از آداب جدانشدنی نوروزی هستند:
"به مناسبت های مختلف جامعه اسلامی ايرانی به مزار درگذشتگان می روند و در آنجا شمع روشن می کنند. روشنائی ايجاد کردن يعنی درخواست از روان فروهر درگذشتگان که به زندگی آنها سری بزند. ما آمدن نوروز را با آتش روشن کردن به استقبال فروهر درگذشتگان می رويم و بعد روز اول نوروز، باز با آتش روشن کردن به بدرقه آنها می نشنيم. همين آتش روشن کردن را مسلمان ايرانی امروزه برا ی مزار درگذشتگان شان انجام می دهند."
|
|
|
|
نيايش در برابر آتش مقدس |
من فکر می کنم نوروز به دليل برجسته بودنش به عنوان يک جشن ايرانی باوری است که ايرانيان نسبت به دنيا مينوی، يعنی جهان پس از مرگ داشتند. چون اين جشن، جشن آفرينش انسان هم هست، آمدن فروهر و روان درگذشتگان به سوی زمين هم هست. و ايرانيان خانه تکانی می کنند و يک زندگی نوئی را به خود می گيرند به دليل اين که در باور سنتی شان اين ها از روان فروهر درگذشتگان پاسداری می کنند و ميزبان مهمان های ارزشمندی هستد. به همين دليل است که اين جشن تا به امروز مانده و هر قوم و ملتی که به ايران آمده اين جشن را پذيرفته و در واقع پاس می دارد. "
اما ارتباط مستقيم نوروز با طبيعت، تغييرات جوی و ستاره شناسی در اين زمان، رهايی از شب های سرد و بلند زمستان، برابری شب و روز و شروع فصل کشاورزی دلايل ديگری هستند که دوام نوروز در طول تاريخ را ممکن ساخته اند.
بدين ترتيب جشن نوروز با وجود تغييرات اعتقادی و اجتماعی در منطقه، همچنان در خاطره فرهنگی اقوام ايرانی باقی مانده است. برای زرتشتيان ايران نوروز يکی از مهمترين آيين های دينی و ملی است. امروز شايد در تمام کشورهايی که در آنها نوروز برگزار می شود هيچ عنصر فرهنگی ديگری تا به اين اندازه قادر به معرفی هويت کهن ايرانی آنان نباشد.
منبع سایت علمی فرش ایران
|
|
| انواع آش به واسطه موقعیت اقلیمی خشک منطقه در فرهنگ خوراکی استان یزد از ارزش ویژه ای برخوردار است و آش های محلی برخی از شهرستاهای تابعه مانند تفت ، مهریز و اردکان که ویژگی های خاص خود را دارند بدین شرح می باشد : | ||
|
منحصر بفردترین نوع آش در استان یزد می باشد که بر دو نوع است : شولی ساده که در فصل زمستان بیشتر پخته می شود و در آن ماش پخته ،اسفناج ، چغندر و شوید و گاه شلغم و کدو زرد می ریزند. بعد از پخته شدن مواد فوق آرد و گندم را در آب سرد حل کرده و در آن می ریزند و پیاز داغ به آن اضافه می کنند. |
||
|
مقداری نخود سالم یا نیم کوب و عدس را با چغندر خرد کرده یا نیم کوب می پزند و در فصل زمستان برگ چغندر را بجای برگ اسفناج در آن می ریزند و مقداری آرد گندم به آن اضافه می کنند. برای ترش کردن آن از سرکه ی انار یا انگور و نیز رب انار استفاده می نمایند. گاه از برنج نیر در مواد استفاده می شود. |
||
| آش های محلی ویژه شهرستان تفت | ||
|
از موادی نظیر ماش ، لوبیا ، نخود ، عدس ، کدو ، پیاز ، روغن ، فلفل ، ادویه جات و شوید و آرد تهیه می گردد. این غذا مخصوص زمستان بوده و بسیار مقوی است و برای بیماران دیابتی مفید است. |
||
|
مواد تشیل دهنده آن کلم ، گوشت یا چربی ، ماش ، سبزی ، برنج و ادویه می باشد. مردم معتقدند این آش مزاج گرمی دارد به همین دلیل بیشتر در زمستان مصرف دارد. |
شهرستان تفت با مساحتى بالغ بر ۷۰۰۰ کيلومترمربع در جنوبغربى استان يزد قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان يزد ، از جنوب و شرق به شهرستان مهريز و از غرب به شهرستان آباده از توابع استان فارس محدود مىشود. مهمترن و اصلىترين ارتفاعات اين منطقه شيرکوه با ارتفاع ۴۰۷۵ متر است. در فرهنگهاى فارسى ، تفت با معناهاى گوناگون آمده است. از آن جمله در فرهنگ معين به معنى گرم شدن ، حرارت ، گرم يا به معناى سبدى چوبين که در آن ميوه جاى دهند ، آمده است. معنى اخير با توجه به آب و هواى خوب تفت نسبت به ساير شهرهاى کويرى و وجود ميوههايى که در آن به عمل مىآيد به واقعيت نزديکتر است. نام تفت در منابع تاريخى و عرفانى از قرن نهم هجرى به بعد همراه با نام شاه نعمتاللّه ولى آورده شده است. شهر کنونى تفت داراى ۲۴ محلهٔ کوچک و بزرگ است و به نظر مىرسد زردشتيان ، بومى تفت باشند. برخى از مهمترين آثار تاريخى اين شهرستان عبارتاند از : خانقاه تفت ، حسينيهٔ شاهولى ، بازارخان تفت ، مسجد شاه نعمتاللّه ولى ، بقعهٔ صفيه و بازار آقا ، قلعهٔ گرمسير ، حسينيه و مسجد غياثآباد ، عمارت و حمام محمدتقى خان ، باغ و عمارت هشتى ، محلهٔ سلطانآباد ، مسجد محلهٔ گرمسير ، قدمگاه اسلاميهٔ خراشاه ، بقعهٔ شيخ جنيد (توران پشت) ، بقعه و مسجد شيخ على بليمان بيدادخويد ، مسجد جامع ابرکوه ، درخت سرو ابرکوه ، گنبد سيروان ، منار و سردر نظامالملکي.
|
|